به نام آفریننده عشق
شیخ اسماعیل یا شیخ مجدالدین سیس (۶۶۷ – ۷۸۵ قمری)، معروف به «مفخرالاولیا و العارفین»، یکی از عارفان و شاعران بزرگ قرون هفتم و هشتم هجری قمری است.
ویژگی ها
اسماعیل سیسی در سال ۶۶۷ هجری قمری در دوران سلطنت آباقاخان در قریه سیس چشم به جهان گشود. وی بعد از گذراندن دوران طفولیت و جوانی در این مکان به عتبات و عالیات رفته است. وی حدود ده سال در مکه و مدینه به کسب فیضی مشغول بود تا اینکه در زمان خود کعبه طالبان و قبله راغبان گردید و از اطراف و جاهای دیگر جهت کسب و علم به سوی ایشان می آمدند. شیخ اسماعیل به خدمت دویست و بیست و دو کس از مشایخ کبار روزگار رسیده اند و به ارشاد هریک از ایشان مشرف شده اند. بعضی از تذکره نویسان نوشته اند که شیخ اسماعیل شاعری ماهر و زبر دست بوده اما اثری از شعرهای وی باقی نمانده است.
باباشیرین از شاگردان وی، از کراماتش نیز نقل کرده است. گفته می شود زمانی اهالی شهر شبستر، به بلا و مرضی دچار می شوند و به وی می رسند که با دعای وی، این بلا برطرف می شود. کتاب «روضه الاطهار» به زبان عربی در مشهد نگهداری می شود که از شیخ اسماعیل نیز نام برده و همچنین در کتاب «دانشمندان آذربایجان» نیز از وی نام برده شده است. لازم به ذکر است که تعدادی از اشعار شیخ اسماعیل در موزه انگلیس هم اکنون نگهداری می شود. در کتاب روضات الجنان و جنات الجنان در جلد اول صفحات ۶۷ و ۶۸ که در شرح حال مولانا محمد شیرین مغربی که از عرفا و شعرای قرون ششم و هفتم و از اهالی قریه انبند از قرای محال رودقات از توابع تبریز میباشد در رابطه با شیخ اسماعیل سیسی، مطلب زیر وجود دارد: وقتی شیخ اسماعیل سیسی درویشان را در اربعین مینشانده خدمت مولانا را طلب داشته است. مولانا این غزل را گفته و به عرض رسانیده:
ما مهر تو دیدیم ز ذرات گذشتیم از جمله صفات از پی آن ذات گذشتیم
در خلوت تاریک، ریاضات کشیدیم در واقعه از سبع سماوات گذشتیم
دیدیم که اینها همه خواب است و خیال است مردانه از ایـن خواب و خیالات گذشتیم
با ما سخن از کشف و کرامات مگویید چون ما ز سر کشف و کرامات گذشتیم
ای شیخ اگر جمله کرامات تو این است خوش باش کزین جمله کرامات گذشتیم
اینها به حقیقت همه آفات طریقند ما در طلب از جمله آفات گذشتیم
ما از پی نوری که بود مشرق انوار از مغربی و کوکب و مشکات گذشتیم
در کتاب روضات الجنان و جنات الجنان درجلد اول صفحه ۳۸۸ که در شرح حال چهار تن از اولیا است در رابطه با شیخ اسماعیل سیسی مطلب زیر وجود دارد: مرقد و مزار چهار تن از اولیا که در جنب مزارحضرت بابا واقع است دو بر جانب قبله و دو بر جانب جنوب اما از این چهار آنچه معین است یکی است. که در پهلوی قبر حضرت بابا بر جانب جنوب است و او شیخ الاسلام عالیجناب پیر حاج حسن زهتاب است. وی بسیار بزرگ است و در وقت خود شیخ الشیوخ تبریز بود. گویا اویسی هستند. بیشتر تربیت از روح پر فتوح حضرت مرشد صمدانی، شیخ اسماعیل سیسی قدس سره یافته و از آستانه مبارکه حضرت بابا فقیه احمد اسیستی رحمه الله و اولاد امجاد ایشان نیز تربیت ها یافتهاند، گویند که هرگاه به مزار شریف حضرت شیخ اسماعیل سیسی وارد می شدهاند و به تلاوت قران مجید مشغول میشدند، با روح پر فتوح حضرت شیخ ملاقات میکرده و از وی تربیتها می یافتهاند.
نوبهای به طریق معهود به تلاوت اشتغال نموده و متوجه گشته ملاقات واقع نشده از این معنی غم و الم حضرت پیر را دست داده عود نموده بیمار گشته است. شب حضرت شیخ را به خواب ولد خود شیخ عبدالعزیز رحمه الله که جانشین شیخ بود آمده فرموده که پیر حاج حسن را دریاب و عذرخواهی کن که این نوبت ملاقات به واسطه آن واقع نشد که عزیزی از اولیاءالله از حوالی گورستان بقیع عبور مینمود هدیه آسودههای بقیع را گفت: سبحان الله و لااله الا الله و الله اکبر و لاحول ولا قوه الا بالله العلی العظیم. تقسیم ثواب با آن ارواح ایشان رجوع به فقیر شد و سه شبانه روز مشغول به آن امر بودم؛ بنابراین ملاقات به تأخیر افتاد.
در کتاب روضات الجنان و جنات الجنان در جلد دوم صفحات ۱۶۷ و ۱۶۸ در شرح حال شیخ اسماعیل سیسی مطلب زیر وجود دارد: مرقد و مزار آنکه بنای طریفت را از وی اساسی است و مبنای طریقت را اسیسی، حضرت مجدالدین اسماعیل سیسی در قریه سیس است از اعمال ارونق. وی بسیار بسیار بزرگ است. در وقت خود کعبه طالبان و قبله راغبان بوده و از اطراف و جوانب عالم روی توجه به جانب آن مطلب طالبان می داشتهاند. و از دولت تربیتش به مراتب عالی مشرف گشتهاند. ده سال در مکه و مدینه مجاور بودهاند و به خدمت ۲۲۲ کس از مشایخ کبار روزگار رسیدهاند و به ارشاد هریک از ایشان مشرف شدهاند.
نقل است: در اوایل حال دو نفر با حضرت شیخ اسماعیل سیسی قدس سره از نایافت مقصد سخن می گفتند و شکایتی میکردند، حضرت شیخ فرمودند تعلق شما به آن باغ تازه که به هم رسانیدهاید، مانع و مزاحم شما است و تا ترک تعلق ننمایید وصول به مقصود ممکن نیست و ایشان باغ تازه داشتند در کمال لطافت و نزاهت. همان شب از سیس به هریرآباد شتافتند و جمع درختان آن باغ را قطع نمودند و چون به خدمت حضرت شیخ مشرف شدند، یافتند آنچه میجستند. نقل است: در منطقه سیس، خشکسالی شدیدی پدید آمد. مردم نزد شیخ اسماعیل رفتند و از او طلب دعا کردند. شیخ به صحرا رفت، دو رکعت نماز خواند و بدون آنکه سخنی بگوید، به آسمان نگاه کرد و سپس به زمین نگریست. هنوز به خانه نرسیده بود که چنان بارانی گرفت که زمین سیراب شد. مردم پرسیدند: «چه کردی؟» گفت: «از او خواستم و او کرم کرد؛ من در میان خواسته مردم و کرم حق، تنها واسطهای بودم.»
حکایت کردهاند جوانی نزد او آمد تا وی را بیازماید. در دل داشت که اگر او شیخِ واقعی است، باید بگوید من در راهِ آمدن به اینجا چه خوردهام یا چه نذری کردهام. شیخ اسماعیل بدون اینکه به او نگاه کند، فرمود: «ای جوان! آزمودنِ عارفان برای اهلِ یقین نیست؛ تو آنچه را در راه خوردی، برای رفعِ گرسنگیِ تن بود، اما آنچه در دل داری (شک و نیت امتحان)، گرسنگیِ جان است؛ به فکرِ جانت باش!» نقل شده است د که هیچکس با دلی آلوده و نیتی ناپاک نمیتوانست در مجلس او بیش از چند دقیقه دوام بیاورد. افراد متکبر یا کسانی که برای خودنمایی به نزدش میآمدند، چنان در برابر هیبت معنوی و سکوت او احساس حقارت میکردند که ناچار به ترک مجلس میشدند.
از منظر فرهیختگان
عبدالرحمن سلمی میگوید: وی از مستجابالدعوه ترینِ مشایخ عصر خود بود. او در زمان خود، مرجع بسیاری از سالکان بود و در رعایت آداب شرع، سختکوش بود.
عطار نیشابوری میگوید: آن غرق در دریای مشاهده، آن صاحب کرامات ظاهره و باطنه، اسماعیل سیسی… .
شاگردان
- شیرین مغربی
- شیخ زینالعابدین خوافی
- سید قاسم انوار تبریزی
- محمد خطیب تبریزی
- محمد عصار تبریزی
- ضیاءالدین بزاز تبریزی
- خواجه پیر شیخ حامد
- خواجه ابراهیم کججی
عروج ملکوتی
وفات ایشان در سال ۷۸۵ قمری در زمان حکومت سلطان احمد بن سلطان اویس آل جلایر بوده است. طول عمر با برکت ایشان ۱۱۸ سال بوده است. آرامگاه ایشان در شهر سیس، شهرستان شبستر قرار دارد.

