نوشته‌ها

خواجه محمد پارسا

به نام آفریننده عشق

 

ابوالفتح محمد بن محمد بن محمود حافظی بخاری حنفی (۷۴۹ – ۸۲۲ قمری)،معروف به خواجه محمد پارسا، یکی از مشایخ طریقه نقشبندیه در قرن هشتم هجری است.

 

ویژگی ها

محمد پارسا در سال ۷۴۹ قمری در بخارا به دنیا آمد. خاندان او از علما و بزرگان بخارا بودند. وی ظاهراً دوران کودکی و نوجوانی را در بخارا به تحصیل علوم متداول گذراند و در جوانی به خواجه بهاءالدین نقشبند، مؤسس طریقۀ نقشبندیه، دست ارادت داد و زیر نظر او به ریاضت و مجاهدت پرداخت و نزد وی مقامی بلند یافت. بهاءالدین به‌ سبب منش پارسایانه و شیوۀ زاهدانه‌اش به وی لقب «پارسا» داد. پیش از خواجه محمد نیز عمویش حسام‌الدین یوسف بخاری که از افاضل و علمای بخارا بود، به همراه دوستانش به جمع مریدان بهاءالدین نقشبند پیوسته بود و از مریدان نزدیک او به شمار می‌آمد.

خواجه محمد پارسا در همان هنگامی که نزد بهاءالدین نقشبند به سلوک مشغول بود، پیوسته نزد بابا شیخ مبارک بخاری، از اصحاب امیر حمزه نیز می‌رفت و با او مصاحبت داشت. وی همچنین با مولانا عارف دیگ‌کرانی نیز دیدار داشت و نزد او نیز بسیار بلندمرتبه بود، چندان‌ که دیگ‌کرانی در هنگام مرگ، با تأکید، خلافت وی را به بهاءالدین نقشبند توصیه کرد. وی بیشتر عمر خود را در بخارا به سر آورد و جز مسافرت‌های کوتاهی که به مناطق اطراف بخارا داشت، در نوبت دومی که بهاءالدین نقشبند به سفر حج می‌رفت، او را همراهی کرد.

محمد پارسا دو بار به زیارت خانه خدا رفت: بار اول در ملازمت بهاءالدین نقشبند و بار دوم در محرم سال ۸۲۲ قمری. در سفر اخیر که از نسف، ترمذ، بلخ و هرات گذشت وقتی به ولایت جام رسید پدر عبدالرحمن جامی به همراه عده‌ای به دیدار او رفتند. جامی در آن وقت پنج ساله بوده و خواجه پارسا به التفات کرده‌ است. عبدالرحمان در این باره می‌گوید: «امروز از آن شصت سال است. هنوز صفای طلعت منور ایشان در چشم من است و لذت دیدار مبارک ایشان در دل من.»

میان خواجه محمد پارسا و علاءالدین محمد عطار، خلیفۀ نخست بهاءالدین نقشبند، دوستی دیرینه و عمیقی وجود داشت و علاءالدین پیوسته از او با احترام یاد می‌کرد. پس از درگذشت خواجه بهاءالدین نقشبند، با آنکه خواجه پارسا خلیفه دوم او بود، اما از روی احترام و به جهت بزرگداشت شأن علاءالدین عطار، همانند دیگران با او بیعت کرد. وی همچنین برخی از اقوال علاءالدین را گردآوری نمود و در پی آن بود که آن‌ها را به کتابی که دربارۀ احوال و اقوال بهاءالدین نقشبند نوشته بود، ملحق کند، اما موفق به انجام‌ این کار نشد. پارسا به‌ رغم جایگاه طریقتی خود، ظاهراً گرایش چندانی به تربیت مریدان و اشتغال به امور آنان نداشت و پرداختن به فعالیت‌های علمی و تألیف کتاب را با طبیعت خود سازگارتر می‌یافت.

محمد پارسا در روزگار خود و پس از آن نزد اهل علم و تصوف از احترام فراوانی برخوردار بود، چنان‌ که عبدالرزاق کرمانی در «تذکره در مناقب شاه ‌نعمت‌الله ولی» به‌ رغم اختلاف‌های موجود میان نعمت‌اللهیه و نقشبندیه، از پارسا در کنار بزرگانی چون سعدالدین کاشغری و زین‌الدین خوافی به عنوان «کاملان» عهد خویش یاد کرده است. خواجه عبیدالله احرار نیز ضمن ستایش مقام معنوی و علمی خواجه پارسا، مطالعۀ مداوم “قدسیه” او را برای مریدان خود ضروری دانسته است. ظاهرا محمد پارسا در مورد آثار ابن عربی گفته است: «فصوص، جان است و فتوحات، دل. هرکه فصوص را نیک می‌داند وی را داعیه متابعت حضرت رسول (ص) قوی می‌گردد.»

مریدان و اطرافیان پارسا، بارها شاهد اجابت دعاهایشان به واسطهٔ خواجه پارسا بوده‌اند. گفته می‌شود که او با دعا، گره از کار فروبستگان می‌گشود و در موارد بسیاری، حاجات کسانی که به او توسل جسته بودند، برآورده می‌شد. گفته می‌شود خواجه بهاءالدین نقشبند، مقام معنوی خواجه پارسا را پیش‌بینی کرده و او را «یگانهٔ روزگار» خوانده بود.

نقل است که خواجه پارسا در سفری به شیراز، با حافظ دیدار داشته است. حافظ در وصف او سروده است:

بویِ جویِ مولیان آید همی    یادِ یارِ مهربان آید همی

 

از منظر فرهیختگان

عبدالرحمن جامی می‌گوید: «خواجه محمد پارسا، آن عارف کامل و آن محدث زاهد، که در علم و عمل و سلوک، یگانهٔ زمان خویش بود. سخنانش چون آب حیات، دل‌های پژمرده را زنده می‌کرد.

شاه محمود می‌گوید: خواجه پارسا، «عارفِ اسرار» و «بحرِ حقایق»است و سخنان او «میراث انبیاء» است.

عمادالدین نسفی می‌گوید: او مردی بود که علم لدنّی به او عطا شده بود و هر که در محضر او حاضر می‌شد، از علم و عرفان او بهره‌مند می‌گردید.

 

آثار

  • فصل الخطاب
  • رساله قدسیه
  •  انیس‌ الطالبین و عُدة‌ السالکین
  • تحفة‌ السالکین
  • شرح فصوص الحکم
  • تفسیر بر سوره‌های دو جزء ملک و نبا به زبان فارسی

 

عروج ملکوتی

محمد پارسا در جریان سفر دوم خود به مکه بیمار شد و پس از برگزاری مراسم حج، در ۲۴ ذیحجه ۸۲۲ قمری در ۷۳ سالگی در مدینه درگذشت و در قبرستان بقیع دفن شد.