نوشته‌ها

جابر بن یزید جعفی

به نام آفریننده عشق

 

جابر بن یزید بن حارث جُعفی (درگذشت ۱۲۸ قمری)، از تابعان و مشاهیر فقها، محدثان و مفسران شیعه و از اصحاب برجسته امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بود.

 

ویژگی ها

از تاریخ تولد جابر و نام پدر و مادر وی مطلبی در دسترس نیست اما گفته‌اند نسب وی به خاندان جعفی، از خاندان‌های مشهور یمنی ساکن در کوفه از طایفه قبیله جُعفه از قبیله مَذحِج می‌رسد که از یمن به کوفه کوچ کردند. نجاشی از عالمان رجالی شیعه از او با کنیه «ابو عبدالله» و «ابو محمد» یاد می‌کند. برخی نیز کنیه او را «ابو یزید» گفته‌اند. از القاب وی نیز می‌توان به «جعفی کوفی» و «عربی قدیم» اشاره کرد. شیخ طوسی بنا بر نقل ابن قتیبه او را «اَزدی» معرفی کرده است، اما محمدتقی شوشتری این قول را نادرست می‌داند و می‌گوید: شیخ در اثر خلط با جابر بن زید او را قبیله ازدی دانسته است.

یعقوبی، نام جابر بن یزید جعفی را در زمره فقهای برجسته اواخر دوره اموی و اوایل دوره عباسی آورده است. ظاهرا در زمان حکومت خالد بن عبدالله قسری در کوفه، هرگاه عیسی بن مُسیّب بَجَلی (قاضی این شهر) بر مسند قضا قرار می‌گرفت، جابر جعفی نیز در کنار او می‌نشست. از این اخبار روشن می‌شود که او گاهی به امر قضاوت نیز می‌پرداخته است. جابر، محدثی بسیار پرکار بود. در این باره، ترمذی از وکیع نقل کرده است: اگر او نبود، کوفه از حدیث، تهی می‌گردید. جابر جعفی را یکی از پیشوایان علم حدیث و از نخستین گردآورندگان احادیث دانسته‌اند.

شیخ مفید، او را از عالمانی می‌داند که ذم و طعنی درباره وی نیست. حر عاملی، حسین نوری و سید ابوالقاسم خویی او را توثیق کرده و در صدد توجیه اقوال عالمان پیش از خود بر آمده‌اند. خویی علاوه بر توثیق جابر، او را دارای جلالت و منزلتی عظیم دانسته که محرم اسرار و مورد لطف و عنایت امامین صادقین (ع) بوده است. یعقوبی، وی را در زمره فقهای دوران امویان و عباسیان ذکر می‌کند. ابن شهر آشوب نیز وی را از خواص اصحاب امام صادق (ع) و باب امام باقر (ع) می‌شمرد. شیخ طوسی او را یکی از صاحبان کتاب حدیث و صاحب تفسیر می‌داند. نجاشی برای وی کتب بسیاری نظیر تفسیر، کتاب نوادر، کتاب جمل، کتاب صفین، کتاب نهروان، کتاب فضائل، مقتل امیرالمؤمنین (ع) و مقتل الحسین (ع) را می‌شمرد.

بر طبق گزارشی که از قول جابر نقل شده، وی در نخستین دیدار با امام باقر (ع)، خود را کوفی و از خاندان جعفی معرفی نموده و انگیزه‌اش از سفر به مدینه را آموختن علم از ایشان بیان کرده است. امام در این دیدار دو کتاب به جابر داد و از او خواست تا مطالب یکی از این دو کتاب را در زمانِ حکومت بنی امیه فاش نسازد. امام باقر (ع) همچنین در دو وصیت خویش به جابر، سفارشات مهمی‌ به او کرد. امام صادق (ع) نیز بر جابر رحمت فرستاد و او را تأیید نمود و منزلت او را نزد خویش به منزلت سلمان فارسی نزد پیامبر اکرم (ص) تشبیه کرده است.

در یک مورد دیگر جابر به امام باقر (ع) گفته است که شما سخنان و اسراری را به من سپرده‌اید که بسی سنگین است و گاه باعث می‌شود تحمل خود را از دست بدهم و حالتی شبیه جنون به من دست دهد. امام به او توصیه کرده است در چنین حالتی به صحرا برود و گودالی بسازد و سر در آن کُند و اسراری را که از امام شنیده باز گوید. حتی در پاره‌ای منابع جابر باب امام باقر (ع) معرفی شده است. در منابع رجالی و منابع حدیثی اهل سنّت نیز روایاتی متضمن مدح و قبول وثاقت او وجود دارد، نظیر سخن سُفیان ثوری در حق وی که گفته است در امر حدیث، باتقواتر از جابر ندیده‌ام و نیز سخنِ شُعبه که جابر را صدوق خوانده است. وکیع نیز می‌گوید: در هر چه خواستید شک کنید، ولی در اینکه جابر ثقه است شک روا مدارید.

نقل است که امام باقر (ع) به جابر جعفی هفتاد هزار حدیث دادند و فرمودند این‌ها را نقل کن، سپس هفتاد هزار حدیث دادند و فرمودند این‌ها را نقل نکن و هفتاد هزار حدیث را دادند و فرمودند: اگر خواستی نقل کن و اگر خواستی نقل نکن. یعنی وی چند برابر روایات کتاب وسائل الشیعه و در حدود ۲۲۰ جلد کتاب از امام باقر (ع) مطلب و روايات اهل بيت داشته است. مرحوم مامقانی وقتی این حدیث را نقل می‌کنند، می‌فرمایند: این روایت بر ممدوح بودن این شخص دارد. همین که این شخص توقف کرد، دلالت بر وثاقت او دارد و اینکه امام او را امین بر اسرار کردند.

 

عروج ملکوتی

جابر در سال ۱۲۸ قمری درگذشته و احتمالا در کوفه به خاک سپرده شده است.