نوشته‌ها

احمد بن ادریس

به نام آفریننده عشق

 

سید احمد بن ادریس حسنی ابوالعباس (۱۱۷۲ – ۱۲۵۳ قمری)، معروف به احمد بن ادریس، مفسّر، محدّث، عارف و موسس طریقه ادریسیه بود.

 

ویژگی ها

او از سادات حسنی است و نسب وی از طریق ادریس بن عبدالله بن حسن (عبدالله محض) به امام حسن (ع) می‌رسد. احمد در آبادی میسور، در نزدیكی فاس واقع در مغرب (مراكش) زاده شد و پس از فراگیری علوم مقدماتی به فاس سفر كرد و در آنجا به آموختن علوم متداولِ آن روزگار پرداخت. در آنجا با علاّمه مُجَیدری، یكی از عالمان شنقیط، آشنا شد و از وی دانش فراگرفت و با وساطت او به دیدار عبدالوهّاب تازی، از پیشوایان تصوف مغرب رفت و از او و ابوالقاسم غازی طریقه تصوف شاذلی را آموخت. پس از آن، ابن ادریس مجلس درسی تشكیل داد كه گاه استادش عبدالوهّاب از روی احترام در درس وی حاضر می‌شد. با اینكه احمد به شدت تحت تأثیر ‌اندیشه‌های عبدالوهّاب بود، پس از مرگ استادش از یكی دیگر از مشایخ تصوف به نام ابوالقاسم وزیر غازی پیروی كرد. گفته‌اند كه پس از مرگ آخرین پیشوایش از خدا خواست تا شخص دیگری را به عنوان قطب و پیشوا به او بشناساند، اما به او الهام شد كه دیگر در پهنۀ زمین كسی نیست تا وی از او چیزی فراگیرد، مگر قرآن كه می‌تواند راهنمای او باشد. چنانكه خود گوید، پس از آن فقط با قرآن انس گرفت و تا مرگ از او جدا نشد؛ از این رو، سخنان و آموزه‌های او عمدتاً صبغه قرآنی یافت. شاگردش محمد عثمان المیرغنی می‌نویسد: «استادم معانی آیه را می‌گفت، گویی که فرشته‌ای آن را اکنون در گوش او تلاوت می‌کند.»

ابن ادریس به مكه سفر كرد و مدت ۱۴ سال در آنجا اقامت گزید و با عالمان مذاهب مختلف اسلامی ‌آشنا شد و با آنان به بحث و تبادل نظر پرداخت و براساس بینش وحدت‌گرایانه صوفیانه‌اش كوشید تا اختلاف نظرهای فرقه‌ای میان عالمان و پیروان مذاهب موجود اسلامی ‌را كاهش دهد. سید احمد سنوسی، از پیشوایان فرقه «شاذلیه» و از عالمان مغرب، در مكه با ابن ادریس دیدار كرد و از وی دانش آموخت. پس از آن، ابن‌ادریس به دعوت سید احمد سنوسی به مغرب بازگشت و آنگاه به دعوت محمد مجذوبی سواكنی، از عالمان سودان، به آن دیار سفر كرد و مدتی در آنجا ماند. سرانجام به یمن رفت. وی ابتدا به شهر حدیده و سپس به زبید مهاجرت كرد و در آنجا با حافظ عبدالرحمن بن سلیمان اهدل، مفتی زبید، آشنا شد و مدتی نیز در خانه او ساکن شد.

چنان كه از منابع احوال و افكار ابن ادریس برمی‌آید، او در روزگار خود در مغرب و یمن، و در میان اهل تصوف و عرفان از شهرت و نفوذ قابل ملاحظه‌ای برخوردار بود. با اینكه طریقۀ اصلی او «شاذلیه» بود، خود طریقه‌ای را پایه‌گذاری كرد كه به «احمدیه» یا «ادریسیه» شهرت یافت. برخی از صوفیانِ بنام مغرب و یمن در سده ۱۳ قمری، از آرای او بسیار تأثیر پذیرفتند و بر اساس تعلیمات او طریقه‌هایی را در سیر و سلوك صوفیانه بنیاد نهادند. احمد سنوسی با اینكه خود پیرو فرقه شاذلیه بود، تحت تأثیر افكار ابن ادریس قرار گفت و فرقۀ خاصی به نام «سنوسیه» منسوب به او بنیاد پذیرفت. از این‌ رو این فرقه از حیث تعالیم و ‌اندیشه‌ها، طریقه‌ای است بین شاذلیه و ادریسیه.

سلسله ادریسیه هم اكنون نیز در سومالی، جیبوتی و اریتره طرفدارانی دارد. از ابن ادریس ستایش‌های بسیار شده است. برخی مقام عرفانی او را تا حد ابن عربی و جلال‌الدین بلخی بالا برده و كرامات بسیاری به او نسبت داده‌اند. گفته شده است كه او قادر بود در خواب و حتی در بیداری محمد (ص) را دیدار كند. چنان كه از گفته ریحانی برمی‌آید، ابن ادریس، مانند صوفیان دیگر، دعوت به زهد و توكل می‌كرد و حتی كار برای كسب روزی و مال را نیز ناروا می‌دانست و جهاد را به جهاد با نفس منحصر می‌كرد. وی در علوم قرآنی و حدیث مهارت تام داشت و در زمره حافظان حدیث بود. گویند روزگاری كه وی در مكه می‌زیست، گروهی از عالمان به او حسد می‌ورزیدند و برای اینكه دانش او را بیازمایند، احادیث بسیاری، كه در میان آن‌ها حدیث مقطوع، موصول، ضعیف و صحیح وجود داشت، بر وی عرضه می‌كردند و او با حوصله تمام به نقّادی می‌پرداخت و اسناد صحیح آن‌ها را باز می‌گفت.

در یمن و صعید مصر مشهور بود که با دعای سید احمد بن ادریس، بیماران سخت‌حال بهبود می‌یافتند. مردی که فلج شده بود، با دعای کوتاه شیخ برپای خود ایستاد و گریست. شیخ فرمود: «این از من نبود؛ نور رحمت خداست که چون بر قلبی نازل شود، قالب را نیز به حرکت آورد.» در جیزان و تهامه (یمن) مردم اعتراف داشتند که هرجا شیخ قدم می‌گذارد، آب و رزق فراوان می‌شود. در کتاب المنن العلیة آمده است: «روستایی که سال‌ها بی‌باران بود، پس از ورود شیخ سه روز باران رحمت بارید.»

 

از منظر فرهیختگان

محمد عثمان میرغنی می‌گوید: استادم احمد بن ادریس، وارث علوم نبوی بود. دلش آینه‌ای بود که انوار حقیقت در آن می‌تابید.

محمد بن علی سنوسی می‌گوید: من هرچه دارم از شیخم احمد بن ادریس دارم. او چراغ راه اهل حقیقت بود و خداوند در قلبش علمی نهاد که از کتب به‌ دست نمی‌آید.

علامه احمد زینی دحلان می‌گويد: سید احمد بن ادریس، یکی از عارفان محقق و مربیان کامل این امّت بود.

 

آثار

  • السلوک
  • المحامد الثمانیة
  • روح السنة
  • رسالة القواعد

 

عروج ملکوتی

ابن ادریس در پیان عمرش به شهر صبیا رفت و در آنجا به نشر افكار و تبلیغ طریقه خود پرداخت و در سال ۱۲۵۳ قمری در همانجا درگذشت.