به نام آفریننده عشق
ابوجعفر محمد بن علی الهادی (ع) (۲۳۶ یا ۲۳۸ – ۲۵۲ قمری)، معروف به امام زاده سید محمد و سبع الدجیل (شیر مردِ منطقه دجیل)، فرزند ارشد امام هادی (ع) و برادر امام حسن عسکری (ع) است.
ویژگی ها
برخی مورخان و رجالیون تاریخ تولد این امام زاده را به سال ۲۳۶ یا ۲۳۸ قمری نوشتهاند. سید محمد مشهور به «سبعالدجیل» (شیر مردِ منطقه دجیل) است و جایگاه معنوی بسیار بالایی در میان شیعیان دارد. او در یاری پدر برای احیای سنت پیامبر اکرم (ص) نقشی برجسته داشت. معروفترین و شناخته شدهترین کنیهاش «ابوجعفر» و لقب مشهورش «سَبْعُ الدجیل» میباشد. علت اشتهارش به این لقب آن است که مزارش در منطقه دجیل قرار گرفته و روح مطهرش فریادرس بیپناهان میباشد؛ چنان که ادیبی گفته است: «ای ملجا افراد بی پناه! اگر مظلومی از دست اشرار نزد شما آمد، ناامیدش نمیکنی و حقش را از ستمگر میگیری و هر مستبد خودخواه را بر جای خود مینشانی.» سخنور دیگری میگوید: «از صلابت این شیر دجیل تمام بیابانهای تهامه و نجد (در شبه جزیره) در هراسند.»
مقام سید محمد از اینجا دانسته میشود که امام یازدهم در فقدانش گریبان شکافت و در پاسخ کسی که این کار برایش حیرتآور بود، فرمود: «حضرت موسی (ع) نیز برای برادرش هارون (ع) گریبان پاره کرد.» علمای بزرگ، عرفا و شخصیتهای نامی و نیز سایر اهالی سرزمین عراق بر این باورند که حضرت ابوجعفر محمّد صاحب کرامتهای بسیار است و حتی اهل سنّت و اعراب بادیه و عشایر منطقه بینهایت به او احترام میگذارند و پیوسته از اطراف و اکناف برایش نذورات میبرند و از جلالت قدرش به قدری خوف دارند که هرگز قسم دروغ به او نمیخورند و اگر کسی ادعایی داشته باشد و به سید محمد سوگند بخورد، آنچه میگوید را باور میکنند و معتقدند که او میتواند کسی را که به ناحق سوگند یاد کند، به شدت مجازات نماید.
غالبا دعواها و نزاعهای ناحیه دجیل و حوالی آن با سوگند به مقام این امامزاده، یا کاهش مییابد یا به صلح و آرامش مبدّل میگردد و بارها دیده شده که اگر بنای قسم خوردن به وی مطرح باشد، آن کس که اموالی را غصب کرده یا دارایی دیگران را به سرقت برده، به صاحب اصلی او باز میگرداند و اگر سوگند دروغ یاد کند، دچار بلاها و گرفتاریهایی گردیده و مورد خشم و غضب این بزرگوار واقع میشود.
علامه سید هادی خراسانی بجستانی، از سید حسن آل خوجه و او از خدام آستانه عسکریین (ع) نقل میکند: در صحن شریف ابیجعفر سید محمد نشسته بودم. متوجه شدم شخصی عرب در حالی که یکی از دستهایش را به گردن بسته بود، وارد آستانه شد. نزدیک رفتم و از علت مریضی او سؤال کردم. در جوابم گفت: «سال گذشته، روزی به منزل خواهرم رفتم. دیدم در حیاط، گوسفندی بسته است. خواستم ذبح کنم و بخورم؛ خواهرم اجازه نداد و گفت که این گوسفند نذر سید محمد است. من به حرف او توجه نکردم و آنرا ذبح کردم. پس از سه روز، آثار شلی در دستم نمایان گشت و روز به روز بدتر شد. من متوجه علت آن نبودم، تا اینکه در این اواخر متوجه عملم شدم. حالا هم پشیمانم و برای شفا به آستانه سید محمد آمدم.» سپس با همراهیان، وارد حرم شد و شروع به گریه و زاری کرد. پس از ساعتی، دیدم دستش را حرکت میدهد. سجده شکر به جا آورد و نذر کرد هر سال، گوسفندی بیاورد و به نیت سید محمد ذبح کند.
شجاع الدین موصلی میگوید: جلالت شأن و عظمت امام زاده سید محمد چنان است که نمیتوان به تمامی جنبههای کمالاتش پرداخت. محمد حرزالدین میگوید: ابوجعفر محمد، جلیلالقدر و رفیعالمنزله و نیز عالم عامل به شمار میرفت. محمدرضا سیبویه میگوید: سید محمد امامزادهای با شرافت و جلالت میباشد و شئون معنوی و معرفتی وی در این مجال قابل بیان و احصا نیست. علامه سید محمدمهدی صدر میگوید: جناب سید محمد، اگر امامت از شما گذشت، ولی از فضایل شما چیزی کم نمیشود و کسی نمیتواند رفعت مقام شما را تنزل دهد. همینکه شما در سنین جوانی از اقران سبقت گرفتهاید، کفایت میکند. شما سینهای آکنده از علوم و مکارم و سرچشمه معارف بودید. همچنین نقل است که برادرش امام عسکری (ع) نسبت او را به خود، همچون نسبت هارون (ع) به حضرت موسی (ع) دانست.
عروج ملکوتی
برخی اعتقاد دارند که سید محمد توسط دولت عباسی مسموم گردید و به شهادت رسید. او به دلیل تاثیر زهر دچار کسالت شدیدی گردید و ناگزیر در حوالی «بلد» از توابع استان صلاح الدین، واقع در ۸۰ کیلومتری بغداد و ۴۰ کیلومتری جنوب سامراء توقف نمود؛ در حالی که وضع وخیمی داشت و سرانجام در اواخر ربیع الثانی ۲۵۲ هجری در ۲۴ سالگی به شهادت رسید. البته عدهای نیز گفتهاند که علت بیماری ایشان، معلوم نیست و نمیدانیم آیا خلفای عباسی، ایشان را مسموم کردند یا آن که بیماری و مرگ ایشان طبیعی بود.

