زندگینامه حسام الدین نقشبندی کردی
به نام آفریننده عشق
حسام الدین نقشبندی کُردی (۱۲۷۸ – ۱۳۵۸ قمری)، از مشایخ برجستهٔ طریقت خالدیه – نقشبندیه در منطقهٔ جزیره، کردستان عراق و سوریه بود.
ویژگی ها
شیخ محمد علی، ملقب به حسام الدین فرزند شیخ محمد، ملقب به ابوالبها، در نیمه شب بیست و چهار ماه صفر سال ۱۲۷۸ قمری در روستای ته ویلی واقع در شهر حلبچه در استان سلیمانیه دیده به جهان گشود. مادر ایشان طیبه خاتون فرزند شیخ عبد الرحمن کانی تو و خواهر سید شیخ عبد الکریم زنبیل از نوادگان ملا ابوبکر مصنف چوری بود. آن حضرت دوران کودکی خود را تحت تعلیم و توجهات معنوی حضرت سراج الدین گذراند و حدود شش سال سن داشت که حضرت سراج الدین دار فانی را وداع نمود. حسام الدین مدتی در ترجان مشغول به فراگیری علوم دینی شد و در سنین جوانی نزد حضرت بهاء الدین مراتب سلوک عرفانی را سپری نمود؛ هر چند که آن حضرت مراد حق تعالی بود و نیازی به مرشد ظاهری نداشتند و در کودکی حضرت سراج الدین نسبت به ایشان فرموده بودند: علی در شکم مادرش بود که من هفده دایره سلوک را به او طی کردم و دیگر نیازی به مرشد ندارد.
او بیست ساله شد که حضرت بهاءالدین وفات یافت و پس از آن مسند نشین آن حضرات شد و اکثر خلفای حضرت سراج الدین و حضرت بهاء الدین مانند شیخ اسماعیل هجیجی، حاج شیخ شکر الله سنندجی، شیخ امین خال و شیخ علی افندی اربیلی با او بیعت نمودند. شیخ علی افندی اربیلی میگوید: چند شبی پس از وفات حضرت بهاءالدین، شیخ عمر ضیاءالدین و شیخ احمد شمس الدین برای تعیین جانشینی حضرت بهاءالدین به حجره من آمدند و پس از گفتگوی زیاد و با توجه به وصایای حضرت سراج الدین؛ آن شب پس از نماز صبح شیخ عمر ضیاءالدین عبای حضرت سراج الدین و عمامه حضرت بهاءالدین را بر تن حضرت حسام الدین پوشاند و آن حضرت را به عنوان جانشین معرفی کردند و دست او را نیز بوسید و پس از این اکثر خلفا و مریدان حضرت سراج الدین و حضرت بهاءالدین با حضرت حسام الدین بیعت نمودند.
پس از آن شیخ عمر به روستای بیاره و شیخ احمد شمس الدین به روستای احمد آباد نقل مکان نمودند و هر کدام در آن روستاها به ارشاد مسلمانان پرداختند و شیخ عمر به غیر از خانقاه، حوزه علوم دینی دایر نمود و پس از دعوت ملا قادر کانی کبودی که جزء علمای طراز اول و از مجاز شدگان ملا احمد نودشی بودند، به تربیت طالبان علوم دینی پرداختند. حضرت حسام الدین نیز در ته ویلی و در مسند نشینی حضرت بهاءالدین به ارشاد مسلمانان و تربیت طالبان و ارشاد سالکان همت گماردند. پس از آن از اقصی نقاط عالم اسلامی مانند ایران، ترکیه، سوریه، عربستان، هند و مصر، مریدان زیادی نزد حضرت حسام الدین آمدند و با آن حضرت بیعت نموده و به سلوک در طریقه علیه نقشبندیه پرداختند و تعدادی از آنها به مقام خلافت رسیده و خود در مناطق نامبرده به تربیت سالکان پرداختند.
مریدان نقل کردهاند که وقتی وارد مجلس او میشدند، شیخ پیش از اینکه سخنی گفته شود، از نیت و مشکل شخص خبر میداد. در یک روایت آمده است: «مردی برای طلب دعا آمد. شیخ فرمود: پیش از آنکه بپرسی، اجابت برایت آمده است.» در سالی که منطقه جزیره دچار خشکسالی شد، مردم از او درخواست دعا کردند. روایت است که پس از ختم و ذکر، باران شدیدی بارید و اهالی این واقعه را کرامت او دانستند. یکی از مریدان میگوید: «دستان شیخ را بر سر بیمار گذاشت و گفت برمیخیزی. همان روز بیمار از بستر برخاست.» در برخی نقلها آمده که شیخ همزمان در دو مجلس دیده شده است؛ یکی در خانقاه و یکی در خانهٔ شخصی که درخواست کمک داشت. اهل طریقت نوشتهاند که در هنگام ذکر جهری یا خفی، گاهی شیخ حسامالدین از شدت حال، از زمین بلند میشد و چهرهاش نورانیتر از حالت عادی دیده میشد. شیخ محمد ضیاء نقشبندی میگوید: حسام الدین، مردی بود که دلش خانه انوار بود. ذکر حق در او متجلی و نور هدایتش ظاهر بود.
عروج ملکوتی
سر انجام حضرت حسام الدین پس از ۶۰ سال ارشاد و راهنمایی طالبان معرفت، در سن ۸۰ سالگی در سال ۱۳۵۸ قمری در روستای بیاره از دنیا رفتند و در همان روستا به خاک سپرده شدند.











دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.