زندگینامه سید علاءالدین عطار

سید علاءالدین عطار

به نام آفریننده عشق

 

علاءالدین محمد بن محمد بخاری (٧١٨ – ٨٠٢ قمری)، معروف به سید علاءالدین عطار، یار نزدیک و اولین خلیفه بهاءالدین نقشبند، مؤسس طریقه نقشبندیه است.

 

ویژگی ها

او سومین و کوچک‌ترین پسر یکی از مهاجرانی بود که از خوارزم به بخارا آمدند و در آن‌جا مسکن گزیدند. وی پس از درگذشت پدر، از سهم الارث خود چشم پوشید و در مدرسه ای ساکن شد و زهد و ریاضت پیشه گرفت. بهاءالدین نقشبند نخستین بار در همین مدرسه با او ملاقات کرد. اثاثیه اندک حجره علاءالدین (حصیری مندرس، آجری به جای بالش، کوزه ای شکسته) بهاءالدین را سخت متأثر کرد، به طوری که بی‌هیچ مقدمه‌ای دختر خود را به همسری‌اش درآورد و او را به عنوان پسر روحانی خود پذیرفت. ثمره این ازدواج، پسری به نام خواجه حسن عطار بود.

بهاءالدین، بی‌درنگ علاءالدین را به طریقت خود نپذیرفت، بلکه به او توصیه کرد با گردآوری هیزم و فروش سیب در بازارهای بخارا، آن هم با پای برهنه روزگار بگذراند. علاءالدین، علی رغم ناراحتی برادرانش که هر دو از کسبه سرشناس بودند، این کار را با شادمانی انجام داد و پس از آن‌که تزکیه لازم در او به وجود آمد، بهاءالدین او را رسماً به طریقت خود پذیرفت و بخاری به سرعت، مقرّب و مرید خاص او شد. بهاءالدین او را به تربیت مریدانی گماشت که در سلوک متوقف مانده بودند و درحق وی می‌گفت : «او بار ما را بسیار سبک‌تر کرده است.» پس از درگذشت بهاءالدین، مریدانش، از جمله خواجه محمد پارسا که ظاهراً زمانی نامزد جانشینی او بود، با علاءالدین بیعت کردند. علاءالدین مدت ده سال شیخ طایفه نقشبندی بود. مهم‌ترین جانشین علاءالدین نیز که به طریقت نقشبندی استمرار بخشید، مولانا نظام الدین خاموش بود.

در منابع نقشبندی آمده است که خواجه علاءالدین عطار، پیش از بیان مریدان، از احوال درونی آنان آگاه می‌شد. در «رشحات عین‌الحیات» آمده است: «هر که به مجلس او درآمدی، پیش از آنکه سخن گوید، جواب حالش شنیدی.» در برخی نقل‌ها آمده است که به برکت دعای او، گرفتاری‌ها رفع می‌شد و بیماران شفا می‌یافتند.

 

از منظر فرهیختگان

بهاءالدین نقشبند می‌گوید: علاءالدین، فرزندِ طریقتِ ماست و امینِ این راه. اگر کسی را در این طریق اهلِ حمل اسرار بینم، او علاءالدین است.

عبدالرحمن جامی می‌گوید: خواجه علاءالدین عطار، وارثِ حالِ خواجه بهاءالدین بود و در تمکین و وقار، کم‌نظیر. سخنش اندک، لیک پرمعنا و حالش غالب بر مقال.

خواجه محمد پارسا می‌گوید: آنچه از حقیقت این راه یافتم، از تربیت و نظرِ خواجه علاءالدین بود.

سید شریف جرجانی می‌گوید: تا مصاحب خواجه عطار نشدم، خدا را به حقیقت نشناختم.

 

عروج ملکوتی

علاءالدین در ۲ رجب ۸۰۲ قمری بیمار شد و به روایتی خبر داد که به زودی خواهد مرد. از این رو به پیروانش سفارش کرد که از سنّت پیامبر (ص) و اصول طریقت نقشبندی پیروی کنند و از مرگش اندوهگین نشوند. او هجده روز بعد، درگذشت و در روستای چغانیان (نوچغانیان) در نزدیکی بخارا به خاک سپرده شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *