نوشته‌ها

شقیق بلخی

به نام آفریننده عشق

 

شهید ابو علی شقیق بن ابراهیم بلخی (درگذشت ۱۹۴ قمری)، معروف به شقیق بلخی از عارفان و محدثان قرن دوم هجری بود. شقیق از بنیانگذاران تصوف خراسانی و صاحب قدیمی ترین رساله در تصوف است.

 

ویژگی ها

شقیق یکی از زهاد مشرق زمین و از بزرگان مشهور خراسان در قرن دوم هجری قمری است. او را علاوه بر زهد در داشتن علم بسیار و رسیدن به کمال در تمامی علوم ستوده‌اند. گفته شده است که شقیق متخصص علوم اسلامی از جمله تفسیر قرآن بود. از وی نقل شده که بیست سال از عمر خود را در قرآن به پژوهش پرداخته است. نویسنده کتاب روضات الجنات، تشیع او را با توجه به درجه معرفت و عرفانش، محتمل دانسته است؛ هرچند برخی او را سنی معتدل قلمداد کرده‌اند. تعدادی از عالمان اهل‌سنت علی‌رغم آنکه او را از راویان ضعیف ندانسته‌اند؛ اما به روایات او به خاطر وجود احادیث ناشناخته در زمینه‌های مختلفی چون زهد، اعتماد نکرده‌اند.

وی در سدهٔ دوم هجری و معاصر هارون‌ الرشید بود. در منابع رجالی و احادیث امامیه و عامه از وی به عنوان فرد ثقه یاد شده است. آثار به جای مانده او در باب مناقب ائمه، او را یکی از پیروان پیشوای هفتم شیعیان معرفی می کند. او همشهری و هم‌عصر ابراهیم ادهم بود. وی در جوانی برای تجارت به ترکستان رفت اما سخن بت‌پرستی او را متحول کرد. پس به بلخ بازگشت و تمام ثروتش را در راه خدا صدقه داد و به تحصیل علم پرداخت.

شقیق از شاگردان ابراهیم بن ادهم، ابوحنیفه و عباد بن کثیر بود و شاگردان بسیاری را تربیت کرد. او سفرهای فراوانی به سرزمین‌های مختلف داشت و برخی منابع به تعدادی از ملاقات‌های او با هارون یا مأمون عباسی و موعظه آنها در سفرهای مختلف اشاره کرده‌اند. شقیق چندین‌بار در جنگ‌های مختلف علیه کفار در مرزهای اسلامی شرکت کرد؛ به گونه‌ای که عده‌ای معتقدند در یکی از همین جنگ‌ها به شهادت رسید.

نقل است: یک روز شقیق برای سفر حج از دریا عبور می‌کرد. سرنشینان کشتی توکل او را دیدند و از او خواستند نیایش کند. طوفانی سهمگین در گرفت. شقیق گفت: «خداوندا، اگر مرا در این دریا هلاک کنی، گروهی از عابدان را نابود کرده‌ای.» طوفان آرام شد. ملوانان گفتند: «به برکت تو نجات یافتیم.» در طبقات الصوفیه آمده است: شقیق در سفر به شام، با شیری روبه‌رو شد. همراهان ترسیدند. شقیق نزدیک شیر رفت، دست بر سرش نهاد و گفت: «ای حیوان، ما بر خدا توکل کرده‌ایم.» شیر آرام شد و راه گشود. در نفحات‌ الانس جامی آمده است: مردی نزد شقیق آمد و ادعای توکل کرد. شقیق گفت: «اگر امروز در خانه‌ات غذایی نرسد، دلت می‌لرزد. مرد اعتراف کرد که چنین است. شقیق گفت: «تو به غذا توکل داری، نه به خدا.»

 

از منظر فرهیختگان

ابراهیم ادهم می‌گوید: شقیق بلخی، از ما بود ولی در توکل از همهٔ ما پیش افتاد.

جنید بغدادی می‌گوید: شقیق، پیشوای اهل یقین بود. هر که بویی از توکل برده، از او برده است.

خواجه عبدالله انصاری می‌گوید: شقیق بلخی، زاهدی است که توکل را معنی کرد و برای اهل معرفت گشود.

عطار نیشابوری می‌گوید: او مردی بود که هر چه گفت از نور دل گفت و هر که شنید، دلش زیر و زبر شد.

 

عروج ملکوتی

شقیق در سال ۱۹۴ هجری برای جهاد در راه خدا به ترکستان رفت و در نبرد کولان به هشهادت رسید و در ختلان تاجیکستان دفن شد.

به نام آفریننده عشق

 

رحیم ارباب در سال ۱۲۹۷ هـ ق در قریه «چرمهین» اصفهان و در خانه حاج على پناه به دنیا آمد. پدر آقا رحیم، حاج على پناه، مشهور به ارباب حاج آقا (فرزند عبدالله مشهور به ارباب آقا) فرزند حاج على پناه فرزند ملاّ عبدالله شیرانى بود.

 

اساتید

حجه الاسلام و المسلمین ابوالمعالى کلباسى

آخوند ملا محمد کاشى

آیه الله سید محمد تقى مدرس

آیه الله حاج سید محمد باقر درچه اى

جهانگیرخان قشقایى

آیه الله سید ابوالقاسم دهکردى

میرزا بدیع درب امامى

حاج آقا منیر احمد آبادى

آقا سید محمود کلیشادى

 

شاگردان

ملاّ محمّد على معلم حبیب آبادى (نویسنده مکارم الآثار) مى گوید:

«من هیئت را خدمت آیه الله ارباب مى خواندم و مثل این که ایشان در کُرات سیر کرده بودند، با وجود نداشتن ابزار و وسایل در آن زمان، چنان براى ما علم هیئت را ترسیم مى نمودند که گویا مى دیدیم و براى ما عینیّت پیدا مى کرد.»

شهید مرتضى مطهرى می گوید: «خدا حفظ کند آقاى حاج آقا رحیم ارباب اصفهانى را، ایشان از علماى طراز اول ما در فقه و اصول و فلسفه و ادبیات عرب و قسمتى از ریاضیات قدیم مى باشندشاگرد حکیم معروف مرحوم جهانگیرخان قشقایى بوده اند و مثل مرحوم جهانگیرخان هنوز هم کلاه پوستى به سر مى گذارند. »

جلال الدین همایى می گوید: «حاج آقا رحیم ارباب آخرین یادگار مکتب قدیم اصفهان هستند که به غور فلسفه ملاصدرا رسیده و غوامض و دقایق آن را به درستى و خالى از حشو و زواید فهمیده و هضم کرده و به اصول و مبانى آن کاملا معتقد مى باشند چیزى که هست، اهل تظاهر و فضل فروشى نیستند شاگردان خصوصى خود را نیز با همین خوى و عادت تربیت فرموده اند. »

سید حسین مدرس هاشمى

سید مصطفى بهشتى نژاد

سید محمّد حسینى قهدریجانى

شهید سید محمّد حسینى بهشتى

شهید محمّد مفتح

حاج سید محمّدرضا خراسانى

حاج میرزا على آقا هسته اى

سید محمّد مبارکه اى

حاج ملاّ رمضان املایى

 

ویژگی ها

او شرح لمعه تدریس مى کردند درس شرح لمعه ایشان «آن قدر تطبیقى بود و شرح و بسط داشت که مطالب را استدلالى براى شاگردانشان مى گفتند آن کسانى که مى رفتند درس ایشان و آن را یادداشت مى کردند، از شرح لمعه آیه الله ارباب بیشتر از درس خارج دیگران استفاده مى کردندبه طورى که کسى شش یا هفت سال به درس خارج حاج آقا رحیم ارباب مى رفت، ادعاى اجتهادش مقرون به دلیل مى شد چون در هر بحث فقهى، ایشان روایاتش را از بحارالانوار و یا کتب مشهور روایى که مستند فقه است، نقل مى نمودند و یا نظر استادان فقه را با دلایل آن مى گفتند کتاب وسایل الشیعه از کتاب هاى جامع اخبار فقهى است، کَانَّهُ ایشان آن روایات را حاضرالذهن داشتند و اقوال مختلف فقها را نقل مى کردند.

وى معتقد بود «تنها تدریس کافى نیست، علما و مجتهدین باید منبر بنشینند و به بیان مسائل شرعیه و اخلاقیات براى مردم بپردازند»

یکى از شاگردان وى مى گوید: «در زمینه فلسفه، در حدّ اعلى بودند و به «حکیم» شهرت داشتند »

آیه الله ارباب آخرین فروغ هاى فلسفه در اصفهان بودند وى مدّت ها درس فلسفه مى گفتند، لکن بعداً تبدیل کردند به کلام مانند «شرح تجرید» و هنگامى که به ایشان پیشنهاد مى شود که شرح منظومه تدریس کنند، قبول نمى کند و مى فرماید: حاضرم شرایع الاسلام (فقه) بگویم حکمت ایشان «متمایل به حکمت مشاء و حرف هاى ملاّ صدرا بودبه مطالب صدرالمتألّهین خیلى اهمیت مى دادند هر وقت حرف از حکمت بود، معمولا سخنان ملاّ صدرا یا محى الدین عربى اندلسى را مطرح مى فرمودند، زیرا این ها استوانه هاى علمى ایشان بودند در حکمت و عرفان.

آیه الله ارباب اکثر خطبه هاى نهج البلاغه را از حفظ داشت و به ابن ابى الحدید علاقه وافر داشت اشعارش مشحون از مدح مولاى متقیان، على بن ابیطالب علیه السلام و نهج البلاغه بود معمولا در جلسه هاى دوستانه اش مدتى از نهج البلاغه سخن مى رفت این بحث ها بخصوص زمانى که مرحوم آیه الله حاج میرزا على آقا شیرازى زنده بودند، صدها بار در منزل حاج آقا رحیم تکرار مى شد و آن مرد بزرگ، شاخص و شمع محفل بودند و دیگران سراپا گوش بخصوص یک تابستان، ادیب نیشابورى با آن قد کوچک و لهجه خراسانى، همه روزه در منزل ایشان با آن دو بزرگوار جمع بودند و بحث اصلى آن ها نهج البلاغه بود.

آیه الله ارباب نماز جمعه را وجوب عینى مى دانست لذا براى برپایى آن اهتمام ویژه داشت در این باره، یکى از شاگردانش مى گوید:

«تمام روزهاى جمعه حدود ساعت ۹ صبح، ایشان در حمّام محلّه بودند، خضاب مى کردند و نظافت مى نمودند غسل جمعه را در حمّام انجام مى دادند و ایشان با توجه به این که نماز جمعه را واجب مى دانستند، مى خواستند غسل جمعه انجام شود بر نماز جمعه اصرار داشتند حتى در همان کهولت سن. »

نماز جمعه ایشان حال بخصوصى داشت همه این نماز حال بود ما مى گفتیم: شما حالى دارید مى فرمودند: شما آخوند کاشى را ندیده بودید وقتى آخوند به طرف خدا مى ایستاد و نماز مى خواند، استخوان هاى سینه اش مى لرزید و حالتى داشت که همه در و دیوار مدرسه صدر جذب مى شد.

یکى از شاگردانش مى گوید: «روزى به آیه الله ارباب گفتم: خوب است شما درس اخلاق هم بگویید آن مرحوم گفتند: اخلاق علم حال است و علومى که ما مى خوانیم، علم قال است » یعنى اخلاق چیزى نیست که باشرکت درکلاس اخلاق و با خواندن کتاب هاى اخلاقى، بتوان به آن دست یافت باید تهذیب نفس نمود.

«حاج آقا رحیم ارباب در حالى که در سنّ نود سالگى یا بیشتر، بودند مى فرمودند: تا به حال یک روزه از من فوت نشده است. »

آیه الله ارباب در جوانى ازدواج کرد او بعد از فوت همسرش، با خواهر میرزا عباس خان شیدا (شاعر معروف اصفهان، خطّاط بزرگ نستعلیق و صاحب مجله «دانشکده») ازدواج کرد و تا آخر عمر با این همسر زندگى کرد او از هیچ کدام از همسرانش صاحب فرزندى نشد.

وقتى آن ها رفتند، حضرت آیه الله ارباب رو به ما کردند و فرمودند: بهتر است شما یکى یکى خودتان را معرفى کنید و هر کدام بگویید که در چه سطح تحصیلى هستید و در چه رشته اى درس مى خوانید پس از آن که امر ایشان را اطاعت کردیم، به تناسب رشته و کلاس، هر کدام از ما پرسش هاى علمى طرح کردند و از درس هایى از قبیل جبر و مثلثات و فیزیک و شیمى و علوم طبیعى مسائلى پرسیدند که پاسخ اغلب آن ها از عهده درس هاى نیم بندى که ما خوانده بودیم، خارج بود، امّا هر یک از ما که از عهده پاسخ پرسش هاى ایشان بر نمى آمد، با اظهار لطف حضرت ارباب مواجه مى شد که با لحن پدرانه اى پاسخ درست آن پرسش ها را خودشان مى فرمودند اکنون ما مى فهمیم که ایشان با طرح این سؤال ها قصد داشتند ما را خلع سلاح کنند و به ما بفهمانند که آن دروس جدیدى را که شما مى خوانید، من بهترش را مى دانم ولى به آن ها مغرور نشده ام.

 

عروج ملکوتی

آیه الله ارباب نزدیک به یک قرن زیست این حکیم فرزانه در خصوص راز طولانى بودن عمر خود گفته است: «من هیچ وقت بدخواه کسى نبودم ». وى در ۱۸ ذى الحجه ۱۳۹۶ هـ ق مصادف با ۱۹ آذر ماه ۱۳۵۵ ش و در روز عید غدیر دار فانى را وداع گفت و بدن مطهّرش را در تخت فولاد اصفهان، حوالى تکیه مَلِکْ به خاک سپردند.