نوشته‌ها

داود طائی

به نام آفریننده عشق

 

ابوسلیمان داود بن نصیر طائی، فقیه، از رهبران صوفیه و از شاگردان ابوحنیفه بود.

 

ویژگی ها

ابوسلیمان، داود بن نصیر طائی، اصالتاً از خراسان بود، اما در کوفه متولد شد. وی از پیشوایان صوفیه به شمار می‌رود. به بغداد آمد و نزد ابوحنیفه و دیگر عالمان کسب دانش کرد و پس از بازگشت به کوفه، کنج عزلت گزید و تا دمِ مرگ از خانه بیرون نیامد. خانی خالدی نقشبندی از اشتغال داوود طائی به خرازی (مهره‌فروشی) خبر داده‌ است. به گزارش تذکره‌ها، داوود طائی پیش از گوشه‌ نشینی، یک سال در مجلس درس ابوحنیفه حاضر می‌شد، اما در گفتگوی علمی شرکت نمی‌کرد. در نظر داوود طائی، این سکوت یک ساله، اثری سی ساله بر حیات عرفانی وی داشته‌است. او پس از آن تا پایان عمر انزوا گزید و فقط برای اقامه نماز جماعت از منزل خارج می‌شد و دیگران را نیز به دوری از دنیا و کناره‌گیری از مردم سفارش می‌کرد؛ شاید به همین سبب همسری اختیار نکرد.

به گزارش ابن‌ سعد، این دوره عزلت، بیست سال به طول انجامید. برخی عزلت او را واکنشی در برابر فساد اخلاقی جامعه آن روز دانسته‌اند. برخی نیز سبب زهد و انزوای وی را استماع بیت یا ابیاتی دانسته‌اند. او هم‌نشینی با حکام را موجب نقصان در دین می‌دانست، از این رو به خلفا بی‌اعتنا بود و از پذیرش صله آنان خودداری می‌کرد. در این‌ باره، حکایتی از او نقل کرده‌اند که گویی حتی از اقامت در شهری که مهدی عباسی در آنجا بود اکراه داشت. البته او یک بار به اصرار مادر خود، هارون عباسی را به حضور پذیرفت و او را موعظه کرد.

داوود طائی در ملاقات با امام‌ صادق (ع) از ایشان تقاضای نصیحت کرد و امام صادق او را زاهد زمانه خطاب نمود. شیخ طوسی، وی را از اصحاب امام‌ صادق (ع) دانسته و به تبع آن، مامقانی، طائی را از امامیه برشمرده‌ است. برخی از داوود طائی به واسطه یکی از اصحاب، حدیثی با عنوان حدالمحارب از امام‌ صادق (ع) نقل کرده‌اند. البته شوشتری معتقد است، حتی اگر نقل با واسطه حدیث، گواه ارادت داوود طائی به امام‌ صادق (ع) باشد، نمی‌توان آن را دلیل محکمی برای امامی بودن وی دانست. داوود طائی در طریقت، مرید حبیب عجمی بوده‌ است. همچنین وی را از شاگردان ابوحنیفه و از برجسته‌ ترین یاران وی دانسته‌اند.

تصوف داوود طائی مبتنی بر زهد، عزلت و حزن بوده‌ است. او نه تنها از مردم، بلکه از علما و عرفا کناره می‌گرفت، چنان که به ملاقات عرفایی همانند فضیل‌ بن عیاض و سفیان ثوری رغبت چندانی نداشت و نیز از پذیرش هدایای دوستان و دریافت صله در قبال تعلیم خودداری می‌کرد. به نظر داوود طائی، دنیا و آخرت حجاب‌اند و همة فراغت‌ها به ترک علاقه از آن دو بستگی دارد. به گفته معروف کرخی هیچ‌کس به اندازه داوود دنیا را خوار نشمرد.

نقل است که یکی از همسایگان بیمار شد و از داود خواست دعا کند. همان شب دعا کرد و صبح خبر سلامت کامل بیمار رسید. همسایگان می‌گفتند: «دعای داود رد نمی‌شد.»

 

از منظر فرهیختگان

ابوحنیفه می‌گوید: داود به جایی رسید که من نمی‌توانستم خود را بدان برسانم. او به دنیا پشت کرد و به خدا رو آورد. داود طائی، زاهدترین مردم زمان خود است.

عبدالله مبارک می‌گوید: هیچ‌کس را چون داود ندیدم. اگر او در امت‌های گذشته بود، از او در کتاب‌های آسمانی یاد می‌شد.

ابن‌جوزی می‌گوید: داود طائی در رأس زهاد عصر خود بود؛ عبادتش مانند عبادت ملائک بود.

ابن کثیر می‌گوید: داود، امام زاهدان بود و سخنش در دل‌ها اثر می‌کرد؛ چون از دل پاک برمی‌آمد.

 

عروج ملکوتی

داود سرانجام در سال ۱۶۴ قمری در کوفه درگذشت.