زندگینامه علی رامتینی

علی رامتینی

به نام آفریننده عشق

 

علی رامتینی (۵۹۱ – ۷۲۱ قمری)، مشهور به خواجه عزيزان، از مشايخ سلسله خواجگان نقشبندیه در قرن هفتم و هشتم هجری در ماوراءالنهر بود.

 

ویژگی ها

رامتینی در دو فرسنگى بخارا متولد شد و در همين قصبه، علوم دينى را فرا گرفت و به بافندگى پرداخت. رامتینی (یا رامیتنی) در طريقت شاگرد محمود انجير فغنوى بود و پس از اميرحسين ملقب به امير خُرد وابَكنَوى، دومين خليفه فغنوى به شمار مى‌رفت. مشهور است كه حضرت خضر (ع) رامتینی را به شاگردى نزد فغنوى راهنمايى كرد. درباره همين موضوع علاءالدوله سمنانى از رامتینی پرسيد و وى از پاسخ صريح به اين مطلب خوددارى كرد. خواجه علی رامتینی می‌گوید: درویشی در دولت خواجه محمود، حضرت خضر (ع) را دید و از ایشان پرسید: در این زمان از مشایخ کیست که بر جاده استقامت ثابت باشد تا دست ارادت در دامن وی زده و به او اقتدا نماییم. حضرت خضر (ع) فرمودند: خواجه محمود انجير فغنوی. برخی از اصحاب خواجه علی رامتینی می‌گویند که آن درویش، خود خواجه علی رامتینی بوده است ولی نمی‌خواسته خودش را شهره نماید.

نقل است: شیخ علاءالدوله سمنانی، درویشی را به سوی علی رامتینی فرستاد و آن دوریش از طرف سمنانی، از خواجه علی پرسید: ما شنیده‌ایم که شما ذکر جهر (آشکار) می‌گویید؛ دلیلش چیست؟ علی رامتینی فرمود: ما نیز می‌شنویم که شما ذکر خفیه می‌گوييد، پس ذکر شما نیز جهر باشد! نقل است: روزی از جانب سیدی از اصحاب علی رامتینی، یک بی‌ادبی نسبت به خواجه علی انجام شده و خاطر خواجه علی مکدر شده بود. پس از آن، جمعی از ترکان آمدند و پسر آن سید را به غارت بردند. سید فهمید این بلا ناشی از ناراحتی خواجه علی است. بنابراین آن سید، خواجه علی را در مجلسی مهمان خود کرده و از ایشان عذرخواهی نمود. علی رامتینی فرمود: من دست به نمک و طعام نزنم تا پسر شما پیدا شود! ناگهان همگی دیدند که پسر آن سید از در وارد شد. آن پسر گفت: من دیدم که اسیر جمعی از ترکان هستم، اما نمی‌دانم چه شد که خود را ناگهان اینجا دیدم! (این در واقع تصرف بود از جانب خواجه علی رامتینی).

نقل است: یک روز علی رامتینی مجلسی داشتند اما طعام کافی برای اهل مجلس نبود. آنگاه غلامی در بیرون منزل دیدند که خواسته بود طعام رایگان را بهر اصحاب خواجه نثار نماید. خواجه علی نزد او آمد و گفت: برای تشکر از تو، هر مرادی داری بگو تا تو را به مرادت برسانم. آن غلام که زیرک بود گفت: من می‌خواهم که شما بشوم! خواجه علی گفت: آیت کار بسیار سخت است و بار بر تو می‌افتد و تو را طاقت کشیدن این بار نیست. غلام گفت: من غیر از این، هیچ آرزویی ندارم. خواجه علی دست غلام را گرفته و به خلوت خاص بردند و به او التفات نمودند تا اینکه بعد از ساعتی، شبح ایشان بر وی افتاد و ظاهر و باطن ایشان مثل ظاهر و باطن خواجه علی شد. البته آن غلام چهل روز بعد از این اتفاق از دنیا رفت.

ظاهرا مولانا در مورد علی رامتینی سروده است:

گر نه علم حال فوق قال بودی کی شدی   بنده اعيان بخارا خواجه نساج را

 

از منظر فرهیختگان

عبدالرحمان جامی می‌گوید: وی از خلفاى خواجه محمود است و لقب ايشان در اين سلسله، حضرت عزيزان است و ايشان را مقامات عاليه و کرامات ظاهره بسيار بوده و به صنعت بافندگی مشغول بوده‌اند.

فخرالدین صفی می‌گوید: ایشان به صنعت بافندگی مشغول بوده‌اند و ایشان را مقامات رفیعه و کرامات عجیبه بسیار است. قبر مبارک ايشان در خوارزم است.

 

عروج ملکوتی

علی رامتینی ۱۳۰ عمر کرد و در سال ۷۲۱ قمری در خوارزم درگذشت و در همانجا به خاک سپرده شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *