به نام آفریننده عشق
رکنالدین محمد سُجاسی (درگذشت ۶۰۷ قمری)، از مشایخ بزرگ کبرویه و از عارفان قرن هفتم هجری است.
ویژگی ها
سُجاسی منسوب به سُجاس، روستایی از دهستان سُجاسرود، در بخش قیدار شهرستان زنجان، در شمال سهرورد بود. رکنالدین از مریدان قطبالدین ابهری بود و از دست او خرقه پوشید و سلسله ارادت او از طریق قطبالدین ابهری به ابوالنجیب سهروردی میرسید. پس از سال ۵۷۷ قمری که قطبالدین در بغداد در گذشت، رکنالدین جانشین وی گردید و به ارشاد و دستگیری مریدان پرداخت. وی افزون بر جانشینی قطبالدین ابهری، داماد او نیز بود.
رکنالدین سجاسی در تربیت و ارشاد سالکان بسیار صاحب تأثیر بود و مریدان نامداری چون اوحدالدین کرمانی، شمس تبریزی، شهابالدین محمود اهری و اصیلالدین محمد شیرازی را تربیت کرد که همه از مشایخ بزرگ روزگار خود بودند. خانقاه رکنالدین در بغداد را «دَرَجه» (پلّه) یا «رباط دَرَجه» میخواندند، زیرا در ساحل رود دجله واقع بود و به وسیله چند پله به کنار دجله میرسید و اصحاب و مریدان او برای وضوگرفتن و برداشت آب از پلهها تردد میکردند. همان طور که گفته شد وی مراد و مرشد شمس تبریزی نیز بود و یک روز به شمس تبریزی گفت: «تو را میباید رفت و در رُم سوختهای است، آتش در وی میباید زد» و این اشارهای است به دیدار شمس تبریزی و مولانا جلال الدین بلخی.
یکی دیگر از مریدان رکنالدین که نام او در سلسلۀ مشایخ صفیالدین اردبیلی نیز به چشم میخورد، شهابالدین اهری تبریزی است. بنا بر روایات، شهابالدین پس از برآوردن سه چله در مدرسه سرخاب تبریز، به خدمت شیخ رکنالدین رفت و به وی دست ارادت داد و زیر نظر او به سلوک پرداخت. آنگاه پس از ازدواج با دختر وی، از جانب او به اهر فرستاده شد و به هدایت و ارشاد مردم پرداخت و در همانجا نیز در گذشت.
مشهورترین مرید سجاسی، مولانا شمس تبریزی است. شمس در مقالات خود با ارادتی ویژه از او یاد میکند و سجاسی را «پیرِ کامل» و «مربیِ خود» میداند. شمس میگوید: «پیرِ من رکنالدین سجاسی بود… از آن پیر، بویی به مشامِ جانم رسید.» شمس در جای دیگری او را «صاحبنفس» و دارای «کمال ولایت» معرفی میکند. مورخانِ عرفان او را در ردیف خلفای برجسته نجمالدین کبری (مؤسس سلسله کبرویه) قرار میدهند. او را به «عقل کامل»، «زهد بیریا» و «تسلط بر علومِ ظاهر و باطن» ستودهاند.
مهمترین کرامت سجاسی، توانایی او در «دگرگونسازی احوال مریدان» بود. نقل شده است که هر کس با نیتی ناخالص نزد او میآمد، با یک نگاه یا سخن کوتاه او، دچار تحولِ درونی میشد و توبه میکرد. بسیاری از کسانی که به او ملحق شدند، از طبقات مختلف جامعه بودند که در محضرش به مقامات بلند عرفانی رسیدند. در حکایات سلسله کبرویه آمده است که رکنالدین سجاسی از «خطورات قلبی» (آنچه در دل مرید میگذشت) آگاه بود. او پیش از آنکه مرید لب به سخن بگشاید، مشکل روحی یا پرسش ذهنی او را برطرف میکرد.
گفتهاند که او به قدری در «نَفَس» (قوتِ روح) قوی بود که حتی حضور او در یک شهر یا منطقه، جوّ آنجا را از گناه و غفلت پاک میکرد. مردم سجاس و زنجان، وجود او را مایهٔ خیر و برکت الهی میدانستند و در خشکسالیها و مشکلات بزرگ عمومی به او متوسل میشدند. برخی تذکرهنویسان اشاره کردهاند که گاهی شیخ روزها سخن نمیگفت، اما در همان حال، مریدان در محضرش به «مکاشفات قلبی» دست مییافتند. این نشان دهنده انتقال معرفت از طریق «رابطه باطنی» (سماعِ روحانی) بوده است، نه صرفاً آموزش زبانی.
عروج ملکوتی
رکنالدین محمد سجاسی احتمالا در سال ۶۰۶ یا ۶۰۷ قمری از دنیا رفته است.

