نوشته‌ها

ابوطالب مکی

زندگینامه ابوطالب مکی

به نام آفریننده عشق

 

ابوطالب محمد بن علی بن عطیه مکی (درگذشت ۳۸۶ قمری)، معروف به ابوطالب مکی، از زاهدان، عارفان و مؤلفان مشهور صوفیه در قرن چهارم هجری قمری بود.

 

ویژگی ها

ابوطالب مکی، زاهد و عارفی بود که در اصل از مردم جبل ایران بود و چون در مکه پرورش یافته بود، به مکی معروف شد. با آنکه ابوطالب از مؤلفان مشهور صوفیه بوده است و در دوره‌های بعد همواره به اقوال و روایات او استناد می‌کرده‌اند، آگاهی درباره زندگانی و احوال شخصی او بسیار اندک است و مؤلفان کتاب‌های طبقات و تراجم صوفیه، چون ابونعیم اصفهانی، سلمی، قشیری، انصاری و عطار از او سخنی نگفته‌اند، اما از گستردگی و تنوع مطالب و موضوعاتی که در کتاب قوت القلوب او دیده می‌شود، چنین برمی‌آید که وی در اوایل عمر – و ظاهرا مدتی دراز – در علوم مرسوم زمان خود به تحصیل و تعلم مشغول بوده و خصوصا به استماع حدیث و روایت آن رغبت و توجه تمام داشته است.

ابوطالب روزگاری به ریاضت‌های سخت عمر می‌گذرانده و گفته‌اند که سال‌ها خوراکش برگ و ریشه گیاهان صحرا بوده است، تا جایی که رنگ چهره‌اش دگرگون شده بود. نسبت ابوطالب در تصوف به دو واسطه از طریق ابوالحسن احمد و پدر او ابوعبدالله محمد بن سالم به سهل تستری می‌رسید. بعد از وفات ابوالحسن بن سالم در بصره در فاصله سال‌های ۳۵۰ تا ۳۶۰ قمری، ابوطالب به نشر آرای او پرداخت و زعامت مذهب سالمیه را بر عهده گرفت.

وی نخست در بصره و سپس در بغداد به وعظ و تبلیغ مشغول شد و مردم بسیار در مجالس او گرد می‌آمدند، اما گه‌گاه در سخنان او نکات و تعبیراتی شنیده می‌شد که با عقاید رایج مردم سازگار نبود و مورد انکار و انتقاد متشرعان قرار می‌گرفت، چنانکه از او نقل کرده‌اند که می‌گفت: «لیس علی المخلوقین اضر من الخالق» (برای مخلوقات، چیزی مضرتر از خالق نیست!) از این‌ رو به سخنان ناروا و بدعت‌آمیز متهم شد، مردم از او روی گردان شدند و ناگزیر تا پایان عمر، دیگر مجلس نگفت.

روش ابوطالب مکی در تصوف، چنانکه اشاره شد، بر مجاهدت و ریاضت نفس و بر زهد و ترک و تجرد مبتنی بوده است. وی جوع و سهر و صمت و خلوت را اساس سلوک می‌دانسته و ظاهرا در مواردی در این روش از حد اعتدال بیرون می‌رفته است. اما از سوی دیگر در برخی موارد وسعت نظر و سماحت و اعتدال از خود نشان داده است، چنان که بر خلاف استاد خود ابن سالم – که بایزید بسطامی را به سبب شطح معروف او تکفیر کرده بود – بایزید را از موحدان می‌داند و نام او را در کنار نام عارفان بزرگی چون ابراهیم ادهم، شقیق بلخی و سهل تستری می‌آورد و بر خلاف بسیاری از زهاد زمان خود سماع را، اگر از روی لهو و برای لذت نفسانی نباشد، حلال می‌داند و می‌گوید: «هر که سماع را منکر آید، هفتاد صدیق را منکر شده باشد.»

نقل است که ابوطالب مکی در عبادت‌های طولانی و خلوت با خداوند، الهاماتی در دلش می‌افتاد و همان‌ها را بی‌کم‌ و کاست می‌نوشت. در مقدمهٔ کتاب خود می‌گوید: «از آنچه در سرّ و نهان دل بر من گشوده شد، جز به اذن الهی قلم ننهادم.» در کشف‌ المحجوب آمده است: گاه در حلقهٔ ذکر حس می‌کرد یکی از شاگردان دچار غفلت یا خودنمایی شده است. در همان لحظه بدون اینکه او سخنی بگوید، شاگرد حالش دگرگون می‌شد و به گریه می‌افتاد. گفته‌اند که در نماز، چنان حضور داشت که اگر در کنار او دیوار می‌افتاد یا فریاد می‌زدند، از حال نمی‌رفت. محمد غزالی در احیاء علوم الدین صراحتاً می‌گوید: «کتاب قوت‌ القلوب تألیفی است که هیچ کتابی در معرفت و زهد به آن نرسد.» و می‌افزاید که بخش بزرگی از احیاء خود را بر پایهٔ مطالب ابوطالب مکی نوشته است.

 

از منظر فرهیختگان

محمد غزالی می‌گوید: او امام اهل معرفت زمان خویش است.

هجویری می‌گوید: ابوطالب مکی از پیشوایان طریقت بود و در علوم ظاهر و باطن کامل بود و قوت‌القلوب او، قوت قلوب مردان است.

ابونصر سراج طوسی می‌گوید: ابوطالب از جملهٔ اهل سرّ و صدق بوده و طریقت او جمع میان شریعت و حقیقت است.

 

آثار

  • قوت القلوب
  • علم القلوب
  • المجمل المختصر

 

عروج ملکوتی

ابوطالب مکی در ۳۸۶ قمری در بغداد درگذشت و در جانب شرقی مقبره مالکیه به خاک سپرده شد.