به نام آفریننده عشق
سعدالدین کاشغری (درگذشت ۸۶۰ قمری)، از مشایخ معروف طریقت نقشبندیه در هرات و مرشد عبدالرحمان جامی بود.
ویژگی ها
سعدالدین پس از اتمام دروس مقدماتی به تصوف تمایل پیدا کرد و با سفر به بخارا به حلقه مریدان نظامالدین خاموش وارد شد. چندین سال بعد کاشغری قصد سفر حج کرد اما همانطور که مرشدش پیشبینی کرده بود نتوانست پا فراتر از مرزهای خراسان بگذارد. در هرات با شیخ زینالدین خوافی آشنا شد و مورد توجه او قرار گرفت. گرچه نمیتوان به طور قطع اظهار نظر کرد، اما گویا در همین سفر بوده که کاشغری تصمیم میگیرد در هرات سکنی گزید. با سکونت کاشغری در هرات، این شهر به سومین مرکز مهم نقشبندیه پس از بخارا و سمرقند تبدیل شد. با وجود برخورداری از ثروت قابل ملاحظهای که از پدرش به او به ارث رسیده بود، کاشغری در مدرسهٔ غیاثیهٔ هرات در نزدیکی مسجد جامع آن شهر ساکن میشود. کاشغری که قداست مسجد جامع هرات را قابل قیاس با قداست مسجدالحرام در مکه میدانست، در همین مسجد با مریدانش دیدار میکرد.
حلقه مریدان او از نخبگان و فرهیختگان ادبی و فرهنگی هرات تشکیل شده بود که سرآمدشان عبدالرحمان جامی بود. جامی رؤیایی دید که در آن کاشغری درد و اندوه جانکاه عشقی زمینی را از جامی دور میکند و در پی همین رؤیا بود که جامی به هرات آمد تا در زمره مریدان کاشغری قرار گیرد. جامی تعلق خاطر خویش به کاشغری را از طریق تقدیم صفحاتی از نفحاتالانس به او، اشارات متعدد به او در مثنویهایش، و از همه مشهودتر، در ترکیببندی که به مدح او میپردازد ابراز میکند. با این همه، حلقه مریدان کاشغری تنها به اقشار نخبه جامعه محدود نمیشد بلکه شامل پیشهورانی چون میر رنگریز نیز میشدهاست. گفته میشود کاشغری همچون مرشدش، خاموش، تقریباً همیشه در وضعیت عرفانی غلبه قرار داشته است. به هنگام جلساتی که کاشغری با مریدانش داشت، مکرراً به این وضعیت دچار میشد. سرش را پایین میانداخت و ساکت میماند؛ گویی که به خواب میرفت. همچنین گفته میشود که همچون مرشدش، خاموش، قادر بود صفت الهی قهر را متجلی سازد، البته قادر به کنترل این قدرت خطرناک نیز بود.
در برخی از داستانهای منسوب به او، ذکر شده که او در عینِ حضور در مجلسِ ذکر یا در حالِ نماز، از اخبارِ وقایعِ دوردست (که در آن زمان غیرممکن بود) آگاه میشد یا حتی حضورِ معنویاش در جای دیگری احساس میشد. این همان «خلوت در انجمن» است که در سطحِ بسیار بالا به او رسیده بود. گفته میشود که مریدانی که صدها فرسنگ از او دور بودند، تنها با یک «اشاره» یا «ذکر نام او»، در حالت وجد و شطح قرار میگرفتند. این نشاندهندهی «قدرت نفوذ نوری» اوست. او را از کسانی میدانند که «پیر مریدان پنهان» بوده است (یعنی کسانی که بدون شهرت زیاد، هزاران سالک را تربیت کردهاند). در برخی متونِ قدیمی، از ایشان به توانایی در آرام کردن طوفانهای روحی و جسمی انسانها با یک نگاه یا یک کلام کوتاه یاد شده است؛ یعنی او قدرت داشت «بحر اضطراب مرید» را به «ساحل سکینه» تبدیل کند.
عروج ملکوتی
کاشغری در هفتم جمادی الاول ۸۶۰ قمری به هنگام ادای نماز ظهر درگذشت و در هرات به خاک سپرده شد.

