زندگینامه حارث محاسبی

حارث محاسبی

به نام آفریننده عشق

 

ابوعبدالله حارث ابن اسد مُحاسبی بصری (۲۴۳ – ۱۶۵ قمری)، معروف به حارث محاسبی، زاهد، واعظ، محدّث، عارف، فقیه و متکلم قرن سوم است.

 

ویژگی ها

حارث در بصره متولد شد و در همان‌جا پرورش یافت. تاریخ تولد وی را حوالی دهه هفتم از قرن دوم و حدودآ در ۱۶۵ هجری ذکر کرده‌اند. برخی او را عَنَزی، منسوب به عَنَزه، از قبایل عدنانی، دانسته‌اند. پدرش، اسد، ثروتمند بود و به‌ جای پیروی از مذهب عامه اهل سنت، از معتزله (قدریه به اصطلاح آن روزگار) پیروی می‌کرد. لقب محاسبی از آن‌رو به وی داده شده که به قولی سنگریزه‌هایی داشته که شمار ذکرها را با آن نگاه می‌داشته و بنابر قول مشهورتر، عمل محاسبه نفس برای او بسیار مهم بوده و غالبا به آن می‌پرداخته است.

ارث محاسبی از یزید بن هارون و محمد بن کثیر صوفی و کسانی که در طبقه آن دو بودند، حدیث روایت کرد و از امام شافعی فقه فراگرفت. وی بیانی روان و شیرین و ممتاز داشت که حتی مخالفان را متأثر می‌ساخت، چنان‌که یک بار احمد بن حنبل، از مخالفان سرسخت حارث، پنهانی در جایی نشست تا سخن وی را بشنود و با شنیدن سخنان وی سخت متأثر شد و گریه کرد. افراد زیادی از حارث روایت کرده‌اند. همچنین حسن مسوحی از مصاحبان سالمند او و جنید بغدادی از مریدان او بودند. جنید پرسش‌هایی مطرح می‌کرد و پاسخ می‌گرفت. بیشتر آنچه ابونعیم از محاسبی نقل کرده به روایت از جنید است.

چندی نگذشت که آوازه محاسبی در بغداد پیچید و سپس به همه مناطق جهان اسلام راه یافت. برخی از اهل سنت، سیره او را مطابق سیره ابوذر غفاری دانسته و علت اتخاذ چنین سیره‌ای را همانندیهای موجود در محیط زندگی وی با محیط ابوذر شمرده‌اند. برخی محققان غربی مدعی شده‌اند که محاسبی از گرایشهای زاهدانه مسیحیت تأثیر پذیرفته در کتاب الرعایة لحقوق اللّه، از بسیاری منابع یهودی و مسیحی بهره برده است. زکی مبارک مصری این را هم افزوده که محاسبی گرایش مسیحی داشته و در مواردی به کلام مسیح علیه‌السلام استناد کرده است، اما شواهد استواری برای این مدعا وجود ندارد و می‌توان گفت که محاسبی اصل روحِ زهد و گرایش‌های زاهدانه را از منابع اسلامی، به ویژه قرآن گرفته است.

محاسبی نخستین کسی است که درباره اثبات صفات زائد بر ذات خدا سخن گفته است؛ از این‌ رو، بیشتر متکلمان صفاتیه به او منسوب‌اند. وی اگرچه، مانند احمدبن حنبل، کلام‌اللّه را غیرمخلوق می‌دانست، معتقد بود الفاظی که بر زبان ما به عنوان قرآن جاری می‌شود مخلوق است و احمد این قول را بدعت می‌شمرد و قویاََ تخطئه می‌کرد. حارث لازمه سلوک معنوی را مبارزه با نیازهای طبیعی بدن نمی‌دانست و ریاضت را فقط در محدوده‌ای جایز می‌شمرد که عقل و شرع روا دانسته است؛ ازاین‌رو، تحمل هرگونه گرسنگی و تشنگی را جز در عبادت روزه تخطئه می‌کرد، زیرا این امر نه واجب است نه مستحب مگر آن‌که کسی گرسنگی بکشد تا غذایش را به نیازمند دیگری بدهد. وی از جمله مشایخی بود که غَنا را برتر از فقر می‌دانستند، زیرا غنا صفت حق تعالی است و فقر بر او روا نیست.

در طبقات الصوفیه سهروردی آمده است: مریدی نزد او آمد و پیش از اینکه سخنی بگوید، محاسبی فرمود: «دل تو پریشان است؛ دیروز چیزی گفتی که سزاوار نبود.» مرید گریست و گفت: «به خدا درست گفتی.» در حلیة الأولیاء آمده است: سخن او چنان بر دل‌ها می‌نشست که بسیاری بدون اجبار، توبه می‌کردند. گفته‌اند: «کلامش، حجاب‌ها را می‌درید.»

 

از منظر فرهیختگان

جنید بغدادی می‌گوید: ما بر سرِ مائده محاسبی نشسته‌ایم؛ اگر او نبود، راه ما نیز سامان نمی‌گرفت. محاسبی، استادِ ما در معارف دل بود.

قشیری می‌گوید: او از بزرگ‌ترین مشایخ بغداد بود. هر سخن او بر پایهٔ مراقبه و محاسبه است.

 

آثار

  • الرعایة لحقوق اللّه
  • التوهم
  • مائیة
  • الصلاة
  • النصائح
  • المسترشد

 

عروج ملکوتی

وی در سال ۲۴۳ قمری در بغداد از دنیا رفت و در همان‌جا به خاک سپرده شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *