زندگینامه عبدالله شطاری

عبدالله شطاری

به نام آفریننده عشق

 

عبدالله شطاری (درگذشت ۸۳۲ قمری)، معروف به شیخ شطّار، بنیان گذار و امام طریقت شطاریه در هند و رهبر این طریقت بود.

 

ویژگی ها

در عرفان هند و خراسان، نام شیخ شطّار – که او را بنیان‌گذار «طریقت شطّاریه» می‌دانند – با جذب، سرعت سلوک، مکاشفه و کرامات بزرگ پیوند خورده است. در تذکره‌ها، او را «سلطانِ مجذوبان» و «تندروِ راه حقیقت» خوانده‌اند. شطّار مرید و خلیفه ملا محمد شیرین مغربی یا شیخ محمد طیفوری بوده و نسب طریقتی او به بایزید بسطامی می رسد. شیخ عبدالله از دست شخص مغربی یا طیفوری خرقه خلافت و ارشاد پوشید و مأمور به ارشاد اقلیم هند گردید. شطاریه را طیفوریه نیز می نامند چرا که این سلسله به ابویزید طیفور بسطامی می رسد.

در طریقت طیفوری، اولین کسی که به طریقت شطاریه راه یافت، شیخ عبدالله بود. شطاری در اصطلاح به معنای فرد سریع و چابک است، اما در تصوف، به کسی شطاری می‌گویند که به مقام والای فناء فی الله و بقاء بالله دست یابد. شیخ عبدالله در عرصه ریاضت‌ها و مجاهدات به کمال رسیده بود. از این رو به او شطاری می‌گفتند. ابتدا شیخ محمد او را با لقب شطاری خطاب کرد و جامه خلافت را به او بخشید. و دستور داد که به شبه قاره هند (پاکستان) برود و هر جا که اقامت دارد، علم و دانش را منتشر کند. برای اینکه مردم هدایت شوند، اگر با مرد بزرگی روبرو شد، آشکارا به او بگوید که هر چه دارد به شما بدهد. در غیر این صورت، من آماده‌ام هر چه دارم بدهم. به دستور پیر و مرشد خود، شروع به بیان آشکار علم و ولایت خود کرد و بدون تردید گفت هر که می‌خواهد در جستجوی خداوند متعال بیاید، نزد من بیاید، من او را به سوی خدا خواهم برد.

معروف است که وقتی سالکی از راه حقیقت نزد او می‌آمد، یک نان خاص را همراه با نان‌های دیگر می‌فرستاد تا عقل و حواس او را آزمایش کند و مردی را مأمور می‌کرد تا ببیند آیا آن نان را همراه با نان‌های دیگر خورده است یا آن یک نان را ترک کرده است. اگر کسی که می‌آمد همه نان را می‌خورد، آن را به هوش و خرد او نسبت می‌دادند و چیزی برای ذکر و یادآوری درونی به او می‌دادند. اگر یک نان باقی می‌گذاشت، آن را به شرایط نادرست و کم هوشی آن مرد نسبت می‌دادند و برای وضعیت ظاهری‌اش تکلیف یا دعایی برایش می‌گفتند.

می‌گفتند که سیر و سلوک او در چند ماه به مرتبه‌ای رسید که دیگران در سی سال نمی‌توانستند رسید. در سلسلة‌الاولیا الهند آمده است: «او به یک نظر، سالکی را از مبدأ تا معاد می‌گردانید.» نقل است که در هنگام ذکر، حالتی از جذبه بر او غالب می‌شد که از خود بی‌خود می‌گردید؛ گویی در عالم ملکوت سیر می‌کند و از جسم جداست. به همین دلیل او را «شیخِ بی‌خود» نیز می‌نامیدند. بارها پیش از وقوع حوادث مهم در منطقه، از آن خبر می‌داد و بعدها همان‌گونه واقع می‌شد. در ریاض‌القدس آمده است: «در شب قبل از هجوم دزدان، شیخ فرمود: فردا ما را ابتلایی خواهد بود.» و همان شد.

روایت‌هایی وجود دارد که حیوانات وحشی در نزد او آرام می‌شدند و پرندگان بر دستانش می‌نشستند. در تذکرةالاولیاء دکن آمده است: «او چون برق می‌گذشت و چون باد می‌وزید؛ سلوک او نه به ریاضت طولانی، بلکه به جذبه الهی بود.» علمای قرن نهم و دهم هند می‌گویند: «شیخ شطّار مردی بود که علم ظاهر و باطن را جمع کرده و به مقام قطبیت رسیده بود. کراماتش نزد اهل دل بسیار مشهور است.» شیخ محمد غوث گوالیاری می‌گوید: «شیخ شطّار، سرعت سلوک را از نور حقیقت گرفت. هر که در سایه او رود، راه هزار ساله را در یک دم پیماید.»

 

عروج ملکوتی

شیخ عبدالله شطاری در سال ۸۳۲ قمری درگذشت. مقبره او در کشور هند، در داخل قلعه ماندو قرار دارد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *