زندگینامه ضیاءالدین ابونجیب سهروردی

ابونجیب سهروردی

به نام آفریننده عشق

 

ضیاءالدین ابونجیب سهروردی (۴۹۰ – ۵۶۳ قمری)، عالم ایرانی، یکی از ستون‌های اصلی تصوف کلاسیک و بنیان‌گذار طریقت سهروردیه است.

 

ویژگی ها

شیخ ضیاءالدین سهروردی، از عرفای بزرگ خاندان سهروردی به شمار می‌آید که‌ به منطقه سهرورد (از توابع زنجان)، منسوب بودند و نسبشان به محمد بن ابی‌بکر، یار باوفای امام علی (ع) می‌رسد. او حدود سال ۴۹۰ قمری در سهرور به دنیا آمد. وی در بغداد، تدریس علوم دینی را آغاز کرد و در مدرسه نظامیه این شهر، فقه را نزد اسعد میهنی فراگرفت و پس از آنکه در فقه تسلط یافت، در سال‌های ۵۴۵ تا ۵۴۷ قمری، به عنوان مسئول مدرسه نظامیه تعیین شد و خود در آنجا به تدریس پرداخت. سپس به تصوف گروید و به حلقه ارادت شیخ احمد غزالی درآمد؛ به همین علت، مدتی کنج عزلت برگزید و به تهذیب نفس و سیر و سلوک پرداخت. وی سپس شروع به وعظ و ارشاد کرد و بسیاری از مردم به دست وی توبه کردند و به حلقه ارادتش درآمدند. ابن‌خلکان با عبارت «شیخ زمان خود در عراق»، سهروردی را ستوده است‌ که نشان از اهمیت و جایگاه عرفانی ویژه وی در آن دوره دارد.

از ضیاءالدین سهروردی، اثری عرفانی به زبان عربی، با عنوان آداب المریدین، باقی مانده است که موضوع آن اصول اعتقادات صوفیان، احوال و مقامات سالکان، آداب صوفیان در سفر و حضر و سماع و غیر آن است. درباره مذهب سهروردی، مشهور آن است که خاندان سهروردی، مذهب شافعی داشته‌اند و تاج‌الدین سبکی، نام چند تن ضیاءالدین و دو فرزند و برادر و برادرزاده‌اش را در شمار فقهای شافعی، آورده است، اما ابن‌جوزی در ذیل حوادث سال ۵۴۷ قمری نوشته است که در ماه رجب این سال، سهروردی را دستگیر و زندانی کردند و کتک زدند و هم‌زمان با وی، دو تن دیگر را نیز دستگیر کردند که یکی از آنها، حیص‌بیص شاعر بود و دیگری، یکی از دوستان سهروردی به نام «بدیع» بود که نزد او، یک لوح گلی حاوی اسامی دوازده امام یافتند و او را به اتهام تشیع کتک زدند.

ابونجیب نه تنها یک عارف، بلکه فقیه و محدثی برجسته بود که توانست پیوندی عمیق میان «شریعت» (فقه) و «طریقت» (عرفان) برقرار کند. او عموی «شیخ شهاب‌الدین عمر سهروردی» (نویسنده کتاب مشهور عوارف‌المعارف) است و نقشی کلیدی در تربیتِ نسل بعدی مشایخ داشته است. مشهور است که ایشان دارایِ مقامِ «فراست» بودند. شاگردانش نقل کرده‌اند که وقتی کسی برای بیعت نزد او می‌آمد، پیش از آنکه آن شخص سخنی بگوید، ابونجیب از نیت او آگاه بود. اگر فردی برای آزمودن شیخ آمده بود یا در دلش شکی داشت، شیخ با لبخندی به او می‌فهماند که «من از درون تو خبر دارم»، و فرد بلافاصله دچار انقلاب درونی می‌شد. نقل شده در دورانِ قحطی یا درگیری‌های سیاسیِ بغداد، مردم به خانقاه او پناه می‌بردند. می‌گویند دعای او چنان تأثیری در رفع اضطراب جمعی داشت که مردم آرامش عجیبی پیدا می‌کردند. این «آرامش‌ بخشی» (سکینه) را از کرامات بارز او می‌دانند.

سخاوی، نویسنده کتاب محاسن الابرار می‌گوید: یک بار با ابوالنجیب سهروردی در بازار سلطان بغداد می‌رفتیم و او به گوسفندی پوست کنده شده که توسط قصابی آویزان شده بود نگاه کرد و ایستاد و گفت: این گوسفند به من می‌گوید که مرده است (و ذبح شرعی نشده است). قصاب با شنیدن این جمله از حال رفت پس وقتی به حال عادی برگشت به کرده خود اعتراف و از کرده خود توبه نمود. سخاوی ادامه می‌دهد: من یک بار با او از روی پلی عبور می‌کردیم او مردی را دید که در حال حمل میوه بود به او گفت: این میوه‌ها را به من بفروش صاحب میوه‌ها از فروش امتناع کرد. ابونجیب گفت: چون میوه‌ها به من می‌گویند: ما را از شر این مرد نجات ده زیرا او ما را خرید تا شراب کند. پس آن مرد از این گفته شیخ بی‌هوش شد و روی زمین افتاد و بعد از به هوش آمدن به وسیله شیخ توبه کرد و گفت: به خدا قسم، فقط خداوند متعال از این تصمیم من آگاه بود. ابونجیب سهروردی در مورد خودش می‌گفت: همان حضور که در نماز دارم، در وقت خوردن طعام هم دارم.

 

از منظر فرهیختگان

ابن اثیر می‌گوید: او یگانه‌ عصر خود بود در زهد، علم، و تقوا. هیچ‌کس در بغداد نبود که چون او، دل‌ها را تسخیر کند و در عین حال، بر اصول فقه و حدیث مسلط باشد.

تاج‌الدین سبکی می‌گوید: او «شیخِ المشایخ» بود و کسی بود که صوفیه را از انحرافات فکری نجات داد و به جاده‌ اعتدال سنت نبوی بازگرداند.

شهاب‌الدین سهروردی می‌گوید: هرچه در طریق تصفیه و تزکیه دارم، پرتوی نگاه عمویم ابونجیب است که آداب مریدی را به من آموخت.

 

عروج ملکوتی

ضیاءالدین سهروردی در سال ۵۵۷ قمری به قصد زیارت بیت‌المقدس، به شام رفت، اما به علت درگیری میان مسلمانان و صلیبیان بر سر بیت‌المقدس، پس از اقامت کوتاه مدتی در دمشق، به بغداد بازگشت و سرانجام در هفده جمادی‌الثانی ۵۶۳ قمری درگذشت و در رباط خود به خاک سپرده شد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *