زندگینامه مجدالدین بغدادی

مجدالدین بغدادی

به نام آفریننده عشق

 

مجدالدین بغدادی (۶۰۷ – ۵۵۴  قمری) از شاعران و عارفان ایرانی و از مریدان شیخ نجم الدین کبری بود.

 

ویژگی ها 

مجدالدین از مشایخ بزرگ سلسلهٔ کبرویه و جانشین نجم الدین کبری بود. وی اهل بغداد بود، سپس به خوارزم رفت و در مسیر عرفانِ نجم‌الدین کبری رشد کرد. مجدالدین بنا بر اصول تصوّف نمی‌توانسته در حیات پیر خود که قطب آن زمان بوده «قطب ناطق» شود.  طبق برخی نقل‌ها، وی در حملهٔ مغول به خوارزم به شهادت رسید. البته برخی از منابع نیز برای کشته شدن وی سه علت ذکر کرده‌اند:

۱. به اتهام عشق ورزی به مادر سلطان محمد، به حکم سلطان کشته شد.

۲. ازدواج پنهانی او با مادر سلطان محمد علنی شد و وی را به دستور سلطان، به دجله انداختند.

۳. مجدالدین بر اثر تهمتی حاکی از رابطه پنهانیش با زنی به نام لیلی و به دست همسر او کشته شد. بدگویی برخی از شاگردان فخرالدین رازی از مجدالدین در پیشگاه سلطان محمد موجب شد که به دستور سلطان او را در دریا غرق کنند.

گزارش‌های فوق هیچ‌کدام مقبول به نظر نمی‌رسند، به جز گزارش دوم که احتمال وقوع آن وجود دارد.

در نفحات‌الانس آمده است که چون مجدالدین ذکر می‌گفت، چنان نوری از چشمانش می‌تابید که مریدان نمی‌توانستند مستقیم به او بنگرند. جامی این حالت را «تجلّی صفا و انوار توحید در ظاهر» دانسته است. روایت است که یکی از مریدانش به هنگام آتش‌سوزی در خانقاه فریاد برآورد و مجدالدین گفت: «آتش، بر آنان که در ذکر خدایند، سرد و سلامت باد.» آتش چنان فرو نشست که گویی نسیمی بر خانقاه گذر کرد. در رسائل مجدالدین بغدادی (فصل التوحید) آمده است که او در حالت جذبه می‌فرمود: «اگر جهان را بشکافی، جز خدا نبینی؛ اگر دل را بشکافی، جز عشق نیابی.» در نفحات‌ الانس آمده است: مریدی نزد او آمد و گفت: «دلم سرد است.» مجدالدین بی‌درنگ گفت: «چون در نمازت نفس را می‌جویی، گرمی ایمان از تو می‌رود.» مرید گریست و گفت: «استاد، تو همان‌ گونه گفتی که در دل من بود.»

 

از منظر فرهیختگان

نجم‌الدین کبری می‌گوید: مجدالدین، فرزندِ روح من است؛ نوری است که از جانِ من برآمده است.

علاء الدوله سمنانی می‌گوید: مجدالدین، در اسرار توحید چنان دقیق بود که هر سخنش مائده‌ای از عالم غیب بود.

خواجه عبدالله انصاری می‌گوید: اگر از اهل خوارزم مردی را در یقین و صفا باید، مجدالدین است که جانش چون آینهٔ وحدت بود.

عطار نیشابوری می‌گوید: مجدالدین، در میان اهل توحید، همتِ کبریا داشت؛ سخنش آتش‌گونه و دلش چون شبنمِ وصل بود.

 

عروج ملکوتی

مجدالدین به دلایلی که هنوز خیلی مشخص نیست، توسط علاءالدین محمد خوارزمشاه کشته شد. برخی نیز بر این باورند که وی در حمله مغول به ایران به شهادت رسیده است. آرامگاه او را در نیشابور دانسته‌اند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *