زندگینامه محمدصادق قمی
به نام آفریننده عشق
محمدصادق قمی (۱۲۹۸ – ۱۲۲۲ قمری)، فقیه، عارف و ادیب شیعه در قرن سیزدهم قمری و از شاگردان شیخ محمدحسن نجفی بود.
ویژگی ها
ملا محمدصادق قمی در حدود سال ۱۲۲۲ قمری در قم زاده شد. او در جوانی پس از پیمودن مقدمات علوم در حدود ۱۲۴۲ قمری عازم اصفهان شد و در جمله افاضل دانشجویان آیت الله شیخ محمدتقی اصفهانی، صاحب «هدایة المسترشدین» قرار گرفت و پس از مدتی از آنجا عازم نجف اشرف گردید و سالها از کرسی درس شیخ محمدحسن نجفی (صاحب جواهر) استفاده کرد و پس از بحث و تحقیق به مقام اجتهاد و استادی رسید و به زادگاه خویش مراجعت نمود. ملا محمدصادق حدود چهل سال در جمله اساتید معروف قم، معاصر با سید جواد قمی بود و این دو بزرگوار در خدمت به مردم و فضلا تلاش می نمودند. صاحب «مآثر و آثار»، او را در جمله مجتهدین بزرگ مکتب یاد آور شده و بخشی از مقامات علمی و زهد و تقوای او را متذکر است. عالمان بسیاری از محضر حاج ملا صادق قمی بهره بردند، که متأسفانه نام آنها در هالهای از ابهام باقی مانده است. صاحب «طبقات اعلام الشیعه» درباره شاگردان ایشان مینویسد: از محضر درس مرحوم حاجی دهها مرد فاضل و علمای اعلام استفاده کرده و به درجات عالی علمی رسیدند. شاخصترین شاگردان ملاصادق عبارتند از: مرحوم محمد قزوینی که مرد بسیار متقی، متدین و با ورع بود و دیگری حاجی میرزا ابوالحسن، فرزند برومند ملا محمدصادق.
به نوشته سید حسین مدرس طباطبایی، مرحوم حاجی، کتابخانهای مهم نیز داشته که پس از مرگ او متفرق شده و از خاندانش بیرون رفته است و در این میان، نوشتههای او نیز ناشناخته مانده است. برخی از کتابهای کتابخانه او را در قم دیدهام که وی به خط خویش بر آنها حواشی و تعلیقات نگاشته است. مرحوم حاجی بسیار مورد توجه دربار قاجار بود و ناصرالدین شاه در سفرهای خود به قم، به دیدار او میرفت و به او احترام فراوان میکرد. از همین رو، میرزا آقا خان نوری در دوران صدارت خویش، در سال ۱۲۷۲ قمری، مدرسه و مسجدی بزرگ در نزدیکی خانهاش (ابتدای ۴۵ متری عمار یاسر) روبروی میدان برای او بنیاد کرد که تاکنون باقی است. مرحوم حاجی در این مسجد، اقامه ی جماعت میکرد و به منبر میرفت و مؤمنان را موعظه و ارشاد میکرد. این مسجد و مدرسه، اخیرا بازسازی شده و به طرز باشکوهی، تجدید بنا گردیده است.
نقل است: مردم قم در یکی از سالهای خشکسالی که زراعتها در شرف تباهی بود، از حاجی درخواست کردند که نماز باران (استسقا) بخواند. حاجی دستور داد که مردم، سه روز، روزه بگیرند و در روز سوم حاضر شوند. وی در آن روز از حاضران که بالغ بر هزاران نفر بودند خواست که همگی پای برهنه و با تحت الحنک گشاده، به حال تضرع و خشوع به طرف بیرون شهر برای نماز بروند. در آن روز، حاجی با کمال خشوع، دست به دعا برمیدارد و از مکبر میخواهد تا به طرف قبله، «الله اکبر» و در جهت مخالف آن «لا اله الا الله» و به جانب راست «سبحان الله و الحمدالله و لا اله الا الله و الله اکبر» و به جانب چپ، «لاحول و لاقوة الا بالله العلی العظیم» بگوید. نقل شده است در حالی که مکبّر این اذکار را میگفت، بیدرنگ، ابر از افق آن جانب بالا آمد تا در میان آسمان، از هر چهار طرف به هم رسید و رعد و برق، از نزول باران حکایت میکرد. حاجی فرمود: زودتر نماز بگذاریم که آسمان مجال نخواهد داد. با این که نماز باران را به سادگی برگزار کردند، همه نمازگزاران از باران خیس شدند.
حجت الاسلام دکتر علیاکبر صادقی از نوادگان ملا صادق به نقل از پدرش آیت الله میرزا مصطفی صادقی آورده است: سالی در قم بیماری وبا شایع شد و گروه گروه مردم شهر را به دیار دیگر می فرستاد. روزی از همان روزها، مردی خدمت حاجی ملا صادق برای نماز جماعت مغرب و عشا شرفیاب شده بود. حاجی از او در مورد کسانی که از بیماری «وبا» مردهاند، پرسش نمود و او گفت: فلان شخص هم در محله باغ پنبه وبا گرفته و وفات کرده است. حاجی لحظهای به فکر فرورفت و پس از آن گفت: آن کس که می گویی، نمرده است. آن مرد اصرار میکند که خودم تخته تابوت و جمعیت را در برابر خانه آن آقا دیدم. حاجی باز تکرار کرد که اشتباه می کنی، ایشان نمرده و از فردا نیز، دیگر در شهر هیچکس به بیماری وبا نخواهد مرد. بعد معلوم شد که آن آقا دچار اسهال و استفراغ شده بود و اطرافیان به گمان این که وبا گرفته و بزودی خواهد مرد، مقدمات کفن و دفن و تجهیز او را آماده کرده بودند. بعد از آن روز، بیماری وبا از قم رخت بست و حاجی به همین مناسبت به خواص خود می گفت: من دفتر حیات و ممات، پیش چشمم گشوده است و از مردهها و زندهها می توانم آگاه باشم.
دکتر صادقی از پدرش نقل میکند: مردی سالخورده، همه روزه از محله دوردستی در قم، به محله حاجی می آمد و دستگیره در خانه حاجی را میبوسید. از او میپرسند، چرا به این کار مداومت میکند. وی میگوید: روزی با عیالم که از او صاحب چند دختر شده بودم، نزاع کردم و با کج خلقی او را ترک کردم و برای نماز، به مسجد حاجی رفتم. حاجی به طور خصوصی به من فرمود: «چرا با عیالت بدرفتاری میکنی؟ او چه گناهی دارد؟ زن خوبی است، نباید با خواست خداوند جدال کنی. اکنون برو و با عیالت صلح کن. همین امشب، نطفه فرزند پسری از تو در وی بسته میشود؛ اسم او را محمد بگذار! چنین شد که پسرم با دعای مرحوم حاجی به دنیا آمد، در حالی که هیچکس در آن روز از دعوا و تندی من با عیالم خبر نداشت.
از منظر فرهیختگان
میرزا علی اکبر فیض میگوید: وی جامع علوم و بارع فنون بوده، چنان که در هر یک از فنون کمال و رسوم فضل و افضال مقامی رفیع داشت.
ناصر الشریعة میگوید: جنابش، در تبحر علوم، خاصه ادبیات در عصر خود ممتاز بود و همچنین در کثرت حفظ و حافظه، چنانکه اغلب مقامات حریری را محفوظ بوده و در سجلات خود به مناسبت مینگاشته است.
محمدتقی بیک ارباب میگوید: از علمای اعلام نافد الحکم، جناب شریعت مآب، مجتهدالزمان، حاجی ملا محمد صادق، سلمه الله، میباشد که مستجمع جمیع صفات است، خصوصا در منبر و موعظه، سبق از هم گنان برده است. مجلس وعظ ایشان بر سایر علما امتیاز دارد.
اعتمادالسلطنه میگوید: حاج ملا صادق قمی، مجتهدی فحل بود و از مشایخ بزرگ شیعه به شمار میآمد. در اخبار و آثار، تتبعی کامل و استقرایی شامل داشت.
آقا بزرگ تهرانی میگوید: فقیه کبیر و عالم جلیل بود. وی در همه علوم عصر خود، به درجات والای علمی رسیده بود، چنان که سرآمد عالمان عصر خود به شمار میرفت.
عروج ملکوتی
مرحوم ملا محمدصادق قمی، سرانجام در ماه شوال ۱۲۹۸ قمری در قم درگذشت و پیکر پاکش در قبرستان شیخان قم، نزدیک مضجع شریف زکریا بن ادریس اشعری، به خاک سپرده شد.



دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.