زندگینامه مرتضی حائری یزدی
به نام آفریننده عشق
مرتضی حائری یزدی (۱۳۳۴ – ۱۴۰۶ قمری) فقیه و عالم امامی و فرزند شیخ عبدالکریم حائری بود.
ویژگی ها
مرتضی حائری یزدی، نخستین پسر عبدالکریم حائری یزدی و مؤسس حوزه علمیه قم بود که در ۱۴ ذیالحجه ۱۳۳۴ قمری در اراک به دنیا آمد. وی در شش سالگی همراه پدر به قم رفت و ادبیات را در درس محمد علی ادیب تهرانی و ابوالقاسم نحوی فراگرفت. او پس از گذراندن مراحل اولیه سطح فقه و اصول، سطوح عالی را نزد سید محمدتقی خوانساری و سید محمدرضا گلپایگانی و سید محمد محقق یزدی فراگرفت. وی مدتی در محضر پدر خود شاگردی نمود و پس از وفات او، حدود پانزده سال در درسهای فقه و اصولِ پدر همسر خود (سید محمد حجت کوه کمرهای) و سید احمد خوانساری شرکت کرد. حائری از کسانی بود که برای اقامت سید حسین بروجردی در قم تلاش کرد و مدتی در حلقه درس وی حضور یافت. او بخش الهیاتِ اسفار صدر المتألهین را خصوصی درس گرفت و بر سایر مباحث آن کتاب نیز با مطالعه و رجوع به امام خمینی وقوف یافت. حائری با امام خمینی رفاقت دیرینه داشت و همین رفاقت باعث شد که او، مصطفی خمینی (فرزند امام) را به دامادی بپذیرد.
حائری از دو مرجع تقلید نجف، سید ابوالحسن اصفهانی و آقا ضیاءالدین عراقی، گواهی اجتهاد داشت و پس از سالها تدریس مقدمات و سطح، از حدود سی سالگی، به تدریس خارج فقه و اصول پرداخت که نزدیک سی سال طول کشید. وی از استادان حوزه و به دقت و ژرفاندیشی معروف بود و شاگردان بسیاری تربیت کرد که برخی از آنان از مدرّسان بزرگ حوزه شدند. حائری، علاوه بر تدریس فقه و اصول، جلسات تفسیر قرآن و عقاید نیز داشت. آیت الله حائری میفرمود: چون ختم آیه نور نمودم، بعد از اتمام آن، میان آسمان و زمین خدمت حضرت حجت (عج) مشرف شدم و آن حضرت مطالبی به من فرمودند. سید مرتضی مجتهدی فرمودند: در یکی از روزها که به در منزل آیت الله حائری رفتم، مشاهده نمودم چند نفر پیش از من، بیرون منزل ایستاده و در را زده بودند، منتها کسی در منزل نبود که در را باز کند. از این رو، ایستادیم و صبر کردیم تا ایشان تشریف بیاورند و در را خود باز نمایند. چون تشریف آوردند، همگان به چشم خود دیدیم هنوز کلید به در نرسیده بود، در باز شد و محکم به دیوار خورد و هیچکس هم در خانه نبود که در را باز نماید.
آیت الله حائری میفرمودند: شبی مهمان مجلسی بودم که به طول انجامید. بعد از نيمه شب تنها از آنجا بیرون آمدم. در طول راه نیاز شدید به دستشویی پیدا کردم. گفتم خدایا در این دل شب درِ خانه که را بزنم؟ یک وقت چشمم به چند توالت عمومی افتاد و از آنها استفاده کردم. فردا با خود گفتم، بروم ببینم بانی و مؤسس این توالتها که بوده تا از او تشکر کنم. وقتی به آن محل آمدم، هرچه تفحص کردم، خبری از وجود توالت نبود. فهمیدم خداوند به قدرت قاهره خود برای من آنها را ایجاد کرده است. شیخ ابوالفضل اسلامی میگفت: در عالم خواب، آیت الله حائری دو ذکر به من یاد دادند. هنگامی که به خدمت ایشان رسیدم، فرمودند: من راضی نیستم هر خوابی را که بعضی میبینند برای کسی بگویند و بعد عین خواب را برایم نقل کردند، بدون اینکه من آن را تعریف کنم. شخصی نقل میکند: من مقداری از قرآن و جوشن کبیر و چیزهایی که در روایات وارد شده که بر کفن بنویسند، ردی کفن نوشتم. از جمله اشعاری بود که حضرت امیرالمؤمنین (ع) به کفن سلمان نوشتند. روزی، آقای حائری تشریف آوردند و من خدمت ایشان عرض کردم: من هم به این فضیلت رسیدم (کفنی از آقا دریافت نمودم). فرمودند: من چیز دیگری از ایشان دارم که شما ندارید و آن این که در گوشه کفنم به خط خودشان نوشتند که من از شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (ع) هستم.
شاگردان
- سید محمدحسین طهرانی
- سید علی خامنهای
- سید محمد حسینی بهشتی
- سید محمدعلی روضاتی
- سید محمدعلی علوی گرگانی
- سید عباس خاتم یزدی
- محمد محمدی ریشهری
- یدالله دوزدوزانی
- مهدی شبزندهدار
عروج ملکوتی
حائری در شب ۲۴ جمادیالثانی ۱۴۰۶ قمری، مصادف با ۱۵ اسفند ۱۳۶۴ شمسی، درگذشت و پس از تشییع، سید محمدرضا گلپایگانی بر وی نماز خواند و در مسجد بالا سر حرم حضرت معصومه(س)، نزدیک مدفن پدرش شیخ عبدالکریم حائری به خاک سپرده شد.




دیدگاه خود را ثبت کنید
تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟در گفتگو ها شرکت کنید.