مهدی سمندری نجف آبادی
به نام آفریننده عشق
مهدی سمندری نجف آبادی (۱۳۹۹ – ۱۳۰۷ شمسی) از عارفان معاصر ایران و مقیم اصفهان بود.
ویژگی ها
مهدی سمندری در سال ۱۳۰۷ شمسی در نجف آباد اصفهان و خانوادهای متدین چشم به جهان گشودند. ایشان در دامان زنی پاکدامن و فداکار و در سایه پدری که معلم قرآن بود اما شغلش کشاورزی بود، رشد کردند. ایشان تحصیلات علوم جدید و قدیم را هم زمان ادامه داده و مقطع دیپلم را در شهر نجف آباد به اتمام رساندند. ایشان در زمان کودکی از نعمت پدر محروم گشتتند و در غیاب پدر، از همان عنفوان کودکی با سختیهای این عالم خاکی دست و پنجه نرم کردند. در آن شرایط سخت، مادر مهربان و زحمتکش، سرپرستی فرزندان را بر عهده گرفت و با تمام توان، کار میکرد تا مخارج زندگی را تأمین کند، اما درآمدش کفاف گذران زندگی آنان را نمیداد؛ لذا استاد سمندری از همان زمان نوجوانی، مجبور به کار کردن شد تا کمکی برای مخارج زندگی باشد. ایشان میفرمود که در آن سالها به کارهای گوناگونی دست زدم، کارهایی چون شاگردی مغازه، کار در کارگاه سنگتراشی، چوپانی، بنایی و … .
مهدی سمندری با اتمام بخشی از دروس دینی در حوزه علمیه اصفهان برای تحصیلات به حوزه علمیه قم عزیمت نمودند و در آنجا از محضر اساتیدی چون آیت الله بروجردی، شیخ مرتضی مطهری، شیخ مرتضی حائری، آیت الله مشکینی، امام خمینی، آیت الله منتظری، علامه طباطبایی و دیگر اساتید بزرگ بهره بردند. استاد سمندری که پرورش و تعلیم نسل جوان را رسالت جامعه روحانیت میدانست با استخدام در آموزش و پرورش، عاشقانه و پدرانه به تعلیم نسل نوجوان در مدارس همت گماشت. استاد میفرمود: «بنده بر اساس وظیفه طلبگی، بذر این معارف را در مزرعه جان این شاگردان میپاشیدم و میدانستم به اذن الله روزی سبز خواهد شد. تا روزی هر کس چه مقدار باشد.»
استاد مهدی سمندری در دبیرستان به تدریس دروس منطق و فلسفه اشتغال داشت و کلاسهای انشای فارسی سالهای پنجم و ششم دبیرستان را اداره مینمود. استاد سمندری، در سال ۱۳۶۰ شمسی پس از ۲۷ سال خدمت آموزشی در دبیرستان های نجف آباد، بازنشسته شد و برای ادامه تحصیلات حوزوی به قم رفت. مهدی سمندری، در بین اساتید خویش از علامه طباطبایی به صورت ویژهای یاد میفرمود و مکرر بیان میداشت که بنده سه سال در خدمت ایشان از آیه «و علم آدم الاسماء کلها» تا آخر قرآن درس گرفتم (آن هم به صورت انفرادی) و از ایشان دستورالعمل هایی دریافت کردم. استاد سمندری در مورد یکی از این دستورات میفرمود دعایی از استادم علامه طباطبایی آموختم که با شیوهای خاص، با قلم نی و زعفران نوشته میشود و تأثیرات خاصی دارد و شرط تأثیر آن اذن از استاد است.
ایشان مدت سه سال نیز از محضر مهدی الهی قمشهای در مدرسه سپهسالار تهران کسب فیض نمودند و در سال ۱۳۳۶ شمسی لیسانس خود را در رشته معقول و منقول در دانشکده الهیات دانشگاه تهران به اتمام رساندند. یکی از برجسته ترین اساتید ایشان، حضرت استاد علامه حسن زاده آملی بودند که استاد در مورد آشنایی با ایشان این گونه فرمودند: با راهنمایی دوست عارفم جناب آقای محمود امامی، به محضر جناب استاد علامه حسن زاده آملی (روحی فداه) شرف حضور پیدا کردم. خود را در مقابل دریایی از علم و عرفان دیدم، قطرهای در مقابل دریا. مدت هشت سال به اتفاق دوستانی چون آقایان محمود امامی و علی بهجت از محضر این استاد فرزانه خوشه چینی نمودیم.
این عارف عرش آشیان با همراهی همسر فداکار و دلسوز خویش، خدیجه حاجی بابایی، در طول این سالیان طولانی، به تدریس و تعلیم و دستگیری از تشنگان حقایق مبادرت ورزید و رنج سفر به شهرهای مختلف کشور چون شیراز، آمل، ساری، مشهد مقدس و غیره را متحمل گشت تا شاید یک نفر به اذن الله مورد هدایت قرار گیرد و در این سفرها هیچ بهره مادی در نظر شریفش نبود جز انجام تکلیف دینی. مهدی اسکندری میگوید: دیشب در نافله شب، شهودی وصف ناشدنی رخ داد. هنگام خطاب ایاک نعبد، تا به حال هرچه خطاب می کردم بیرون از خود بود اما دیشب متوجه شدم که او را همه جا میبینم. در همه پیکره های وجود، در قلبم و در ذره ذره وجودم. هستی از او نور گرفته بود، بلکه یکپارچه نور او بود. آن لحظه، از تمام عمرم برتر بود.
مهدی اسکندری میگوید: استادم علامه حسن زاده آملی ما را موحد محض بار آورد. بالاتری نبود که استادم ما را به آنجا ببرد. دوستی میگفت: روزی در محضرشان مشرف بودم. در ذهنم خطور کرد که ممکن است خانواده از تأخیرم نگران شوند و چه خوب بود پیش از تشرف محضر استاد، احتمال تأخیرم را به آنها اطلاع میدادم تا نگرانم نشوند. استاد که تا آن لحظه مشغول تدریس بودند. ناگهان فرمایششان را قطع کرده و به حقیر فرمودند: فلانی! خانوادهات منتظرت هستند؟ عرض کردم: بله آقاجان. فرمودند: «به این مطلب داری توجه میکنی؟» عرض کردم: بله. ايشان فرمود: این غلط است. توجه باید برای خدا باشد. اگر به خانواده هم توجه میکنی برای الله توجه کن.
فردی از شاگردان حضرت استاد میگفت: روزی به محضرشان مشرف شدم و بخشی از فرمایشاتشان را که به صورت کتابی تنظیم کرده بودم تقدیمشان کردم. در مقدمه آن نوشته بودم: اگر حق تعالی برای اين کتاب ثوابی در نظر دارد آن را تقدیم میکنم به حضرت استاد و والدین ایشان. فردای آن روز محضرشان مشرف شدم و در کمال حیرت و بدون مقدمه رو به بنده کرده و فرمودند: «استادم علامه طباطبایی، شبی در مکاشفهای پدرش را دید که از وی ناراحت است. عرض کرد: پدر جان، چرا ناراحتید؟ پدر فرمود انتظار داشتم مرا در ثواب المیزانت شریک کنی. علامه عرض کرد: پدرم، گمان نمی کردم المیزان ثوابی داشته باشد! حال که شما این را فرمودید، همهاش تقدیم به شما.»
علامه حسن زاده در مورد آقای اسکندری میگوید: عالم مربی نفوس مستعده و استاد حائز به منقبتین علم و عمل… . همچنین علامه حسن زاده در جای دیگری میفرماید: دستان جناب آقای امامی نجف آبادی و آقای سمندری نجف آبادی در دستان امام زمان (عج) است. استاد سمندری خطاب به یکی از شاگردان که شدیدا گرسنه بود اما چیزی ابراز نمیکرد، فرمودند:
چنین گفت رستم به اسفندیار که من گشنمه نون و سبزی بیار
عروج ملکوتی
مهدی اسکندری در روز جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹ برابر با هشتم محرم ۱۴۴۲ یعنی در روز تاسوعای حسینی، به جوار حق تعالی شتافت.



